ظهير الاسلام و مانند اينان دستگير و بند نمود . مجد الدوله چون در شميران بر سر خانهاش رفتند ايستادگى نمود و نوكرانش بجنگ برخاستند و دو سه تن در ميانه كشته گرديد و اين نمونه دليرى آشوبكاران بود .
از سوى ديگر كابينه بسپاهآرايى پرداخت و چون محمد على ميرزا در استراباد از تركمنها دستهها گرد آورده و پيدا بود كه از چندين راه به پيشرفت خواهد پرداخت و از سوى ديگر سالار الدوله در سنندج نيرومند گرديده و او نيز بهوادارى محمد على برخاسته و اين زمان آهنگ كرمانشاه را داشت از اينرو دولت ناگزير بود به چندين سو سپاه روانه گرداند . و اين بود چندين لشگر پديد ميآورد . يك لشگرى از بختياريان دستهدسته روانه همدان ساخت . ديگريرا از مجاهدان گيلان « 1 » و بختياريان بفرماندهى معز السلطان بسوى فيروزكوه و مازندران فرستاد . لشگر سومى كه از همه ارجدارتر بود زيردست يفرمخان آراسته ميشد كه آهنگ راه شاهرود كند و اميدوارى بيشتر به اين لشگر بود . چندى پيش دولت از روس يكرشته تفنگ و فشنگ خريدارى كرده بود و آنها در اين هنگام بانزلى رسيده و بتهران بار ميشد . كسانى ميترسيدند بدست محمد على ميرزا بيفتد ولى خوشبختانه آسوده بتهران رسيد و در چنين هنگامى گره از كار دولت گشود . اين كارها بچابكى انجام ميگرفت و مستر شوستر كه از اين پيشآمد در آغاز كار خود تكان خورده و از درون دل فيروزى آزاديخواهان را خواستار بود از رسانيدن پول بازنمىايستاد . در چنين هنگامى كه ناگزير كسانى دندان طمع تيز مى - كردند و بدستاويز لشگركشى دست تاراج بگنجينه توده دراز ميداشتند بودن مستر شوستر بسيار بجا افتاد و خود او اين داستانها را بازتر و گشادتر برشته نگارش كشيده است . خودى و بيگانه بجلوگيرى از خودكامگى ميكوشيدند . دموكرات و اعتدال با آن دشمنىها اين زمان دست بهم داده ميتلاشيدند . چنان كه هواداران خودكامگى در همهجا به جوش و خروش برخاسته بودند خواستاران آزادى نيز خروش و جنبش مينمودند .
پياپى از شهرها تلگراف و نامه بدار الشورى ميرسيد . يكدسته از روى راستى و يكدسته بخودنمايى روى نشان ميدادند و جانفشانى پيشنهاد ميكردند . روزنامها پياپى گفتارهاى
هامش
( 1 ) ميرزا كوچك خان با دستههايى همراه اين لشگر بوده است .