دولت خرده گرفتند و در روزنامها گفتارها نوشتند و فلسفهبافيها كردند بدينسان :
« مجاهدان كسانى بودند كه جز به كار آن روز نمىآمدند و ايشان كارى را كه بايستى بكنند كردهاند و گذشته . . . شورش هرزمان بكسان ديگر نياز دارد . . . امروز بايد كارها « با اصول فرقه » پيش برد . . . » برخى از ايشان بيشرمانه سخنان بدترى نيز نوشتند و مجاهدان را يكدسته آشوبطلب ناميدند . ليكن پس از ديرى چون چگونگى آشكار گرديد و دغلكاران ناسپاس دانستند كه بار ديگر زمان كوشش و جانبازى فرارسيده در اينجا بود كه بخاموشى گراييدند و كمكم از لاف و گزاف كاسته خرسندى دادند كه بار ديگر ميدان بمردان جانباز واگزارده شود . اين نمونه ناپاكدرونى ايشانست و شگفت نيست كه هرگز كارى از پيش نمىرفت و كشور هميشه گرفتار آشفتگى بود .
بارى تا دو سه روز چگونگى را در پرده نگاهداشتند و به توده آگهى ندادند .
ولى كمكم مردم آن را دانستند و از هرسو آگاهىها پراكنده گرديد و چون دسته - هاى انبوهى در تهران و ديگر شهرها خواهان محمد على ميرزا بودند و اينان در همهجا بشور و جوش برخاستند و زبان بنكوهش آزاديخواهان و سخنان نابجا باز كرده هرزمان دروغهاى ديگرى پراكنده نمودند در تهران دولت « حكومت نظامى » آگهى داد و حاجى نجفقلى خان را كه وزير جنگ بود باينكار برگماشت و او تا توانست بسختگيرى پرداخت . شهربانى نامهاى سى چهل تن را بكابينهء وزيران فرستاد كه با دستور ايشان گرفتار گردند . ليكن سپهدار بگرفتن ايشان خرسندى نداد و كمكم چنين بدست آمد كه او و برخى وزيران دل بسوى محمد عليميرزا دارند و او را مى - خواهند . اين بود ناگزير شدند آن كابينه را بهم زنند و دست اين وزيران را كوتاه گردانند و روز چهارشنبه سوم مرداد كابينه نوين ديگرى كه نجفقلى خان رييس - الوزراء و هم وزير جنگ بود پديد آمد و بسيارى از وزيران نيز كسان ديگرى بر گزيده شدند .
اين كابينه چون به كار پرداخت از يكسو هواداران آشوبكار محمد على ميرزا را در تهران سخت دنبال نموده كسان بنامى را از ايشان همچون مجد الدوله و امين الدوله و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٧٠