رسيد كه در يك ميهمانى در تهران كه يكدسته از نمايندگان سياسى دولتهاى اروپا و كسانى از مردان ايرانى بودند و مستر شوستر امريكايى نيز بود وزير مختار روس خوددارى ننموده آشكاره گفت : « در اين چند هفته مشروطهء ايران بپايان خواهد رسيد » .
باشندگان همه در شگفت شدند و چون هنوز از آهنگ محمد على ميرزا آگهى روشن نداشتند كمتر كسى خواست وزير مختار را دريافت .
اين در نيمههاى تيرماه بود . در همان روزها از اردبيل آگهى رسيد كه مجلل - السلطان پيشخدمت محمد على ميرزا در جامه ناشناسى باردبيل درآمده و يكشب در آنجا خوابيده و فردا بميان ايل يورتچى رفته و در آنجا خود را نشان داده و چنين گفته فرستاده محمد على ميرزاست و او خود به زودى در خاك ايران پديدار خواهد بود و به اين نام همگى شاهسونان را بر سر خويش گرد آورده است . نيز آگاهى رسيده روسيان كه با شاهسونان سخت دشمنى مينمودند و هركجا يكى را ميديدند مىكشتند اين زمان رفتار خود را ديگر ساختهاند و بشاهسونان مهربانى مينمايند و آنان را بر گردنكشى و تاخت و تاراج دليرتر ميسازند .
اين آگهىها هنگامى ميرسيد كه سپهدار رييس الوزراء از تهران بيرون رفته و در رشت نشيمن داشت و رشته كارها از هم گسيخته وزيران هيچيك دل به كار خود گرم نداشتند و ناصر الملك نايب السلطنه نميخواست ديگرى را بجاى سپهدار بر - گمارد و كابينه نوينى پديد آورد و چنان كه گفتيم از اين پيشآمد گردنكشان بر دليرى افزوده و آشوب تا قزوين چند فرسنگى تهران را فراگرفته بود . كسى چه داند رفتن ناگهانى سپهدار برشت و درنگ او در آنجا نيز با آهنگ محمد على ميرزا و جنبشهاى هواخواهان او پيوستگى نداشت . چنان كه اين بدگمانى درباره سپهدار و چند تن ديگرى از وزيران سپس هرچه بيشتر گرديد و پرده از روى كارشان برداشته شد .
بارى سپهدار تا نيمههاى تيرماه در رشت بود تا در نتيجه تلگرافهاى پياپى ناصر الملك آهنگ بازگشت كرد و پس از درنگهايى در ميان راه در بيستودوم ماه بتهران رسيد و در اينجا نيز در خانه شميرانى خود نشسته از آميزش خوددارى نمود تا ناصر الملك ناگزير شده كنارهجويى او را پذيرفت . در همان هنگام روز سهشنبه
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٦٨