گفتار بيستم بازگشت محمد على ميرزا بايران
چنان كه گفتيم از تابستان سال 1289 آگاهىها از آهنگ محمد على ميرزا ببازگشت و از كوششهاى او در اينباره بدولت ايران ميرسيد و اين بود در آن هنگام دولت خواست از پرداخت پول به او كه هرسه ماه يك بار بايستى داد خوددارى كند ولى نمايندگان روس و انگليس سختگيريها كردند و دولت را ناگزير ساختند كه بخيره پول هنگفتى ( 25 هزار تومان ) به او بپردازد . محمد على همين كه پول را گرفت دست و بالش بازتر گرديد و از اودسا بيرون شتافته در اروپا بگردش پرداخت و شهرهاى وينه و بركسيل و برلين و روم و ميران ونيس و پاريس و شهرهاى ديگرى را ديد و در هريك چند روزى درنگ كرده با هواداران و دمسازان خود ديدار تازه گردانيد . با عموى خود ظل السلطان كه اينهنگام سخت با مشروطه دشمنى مينمود و با برادرانش سالار الدوله و شعاع السلطنه آنچه گفتنى بود گفت و آنچه نهادنى بود نهاد و بنياد كار خود را استوار گردانيد . پس از ديرى باودسا بازگشت و بار ديگر از آنجا ناپيدا شد و سراغش از وينه رسيد و خواهيم ديد كه در وينه با يكى از نمايندگان سياسى روس ديدار كرد و يك رشته گفتگوهايى در ميان رفت .
همه اين آگاهىها بدولت ميرسيد و چون سال 1290 آغاز شد آگهىها از باكو و ديگر جاها مىآمد كه همگى آهنگ محمد على ميرزا را ببازگشت ايران و جنبش كاركنان و هواداران او را ميرسانيده و آينده را تاريك نشان ميداد . بيش از همه رفتار نمايندگان سياسى روس در ايران ديگرگونه شده نيك مىفهمانيد كه همگى ايشان چشم به راه محمد على دارند و زمينه براى بازگشت او آماده ميسازند . كار بجايى