تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
پديد آورد كه زيردست سركردگانى از اروپاييان سپاهيگرى ياد گيرند و ورزيده شوند و براى گرد آوردن ماليات و ديگر كارهاى مالياتى فرستاده گردند و براى سر - پرستى اينان ماجوراستوكس سركرده انگليسى را در انديشه داشت تا برگمارد ماجور استوكس اتاشه‌ميليتر سفارت انگليس و از چهار سال پيش در تهران نشيمن داشت و چون زبان ايران را ميدانست شوستر او را از بهر آن كار شايسته‌تر از ديگران ميشمرد و چنين پنداشته ميشد زيانى از آن برنيايد و گفتگويى برنخيزد . ولى چون در اين زمان روس از هرباره با ايران سختى ميكرد و انگليس با او همداستانى مينمود اين يك چيز ساده هم پيش نرفت و يكرشته نارواييهايى پديد آمد . زيرا چون مستر شوستر ماجوراستوكس را به آن كار خواند و چگونگى را با سفارت انگليس گفتگو كرد سفارت خرسندى نمود . ولى پس از ديرى آگاهى داد كه بايد استوكس از كار و جايگاه خود در لشگر هندوستان دست بردارد و پس از آن بتواند بكارى در ايران پذيرفته شود . استوكس اين را هم پذيرفت ليكن بار ديگر انگليسيان آگهى دادند كه بايد استوكس را در جز بخش جنوبى ايران به كار برنگمارند و پيداست اين پيشنهاد بپاس خرسندى روسيان بود . از اينسوى دولت ايران نمىتوانست اين پيشنهاد را كه از روى پيمان نامه 1907 بميان آمده بود بپذيرد . اين بود شوستر از خواندن استوكس چشم پوشيد و يك كار بسيار ساده‌اى بدينسان ناانجام ماند . در اين ميان در آذربايجان يك رشته پيش‌آمدهاى ناگوار در كار بود . چنان كه گفتيم از ديرباز شاهسونان بويژه ايل قوجه بيگلو بنافرمانى برخاسته تاخت و تاز مى - نمودند و هر زمان آباديهاى ديگرى را تاراج ميكردند . نقى خان حكمران اردبيل با دستور آقاى هدايت والى سپاه گرد آورده بر سر آنان تاخت و پس از كشاكش‌هايى در آغازهاى ارديبهشت شكست خورده پس نشست و شاهسونان بر دليرى افزودند . آقاى والى كه چشمش همه بر مردان كهن باز بود و هميشه آنان را پيش ميكشيد بجاى آنكه لشگرى از مجاهدان ورزيده پديد آورد و با افزار و قورخانه بر سر شاهسون فرستد اسعد السلطان نامى را از سركردگان زمان خودكامگى با دسته‌اى از سواره و پياده روانه قره‌داغ ساخت كه از آنجا نيز دسته‌هايى را همراه بردارد و با نقى خان همدست
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 161 | احمد كسروى تبريزى