تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
پس از چندين ماه گفتگو پنج تن آمريكايى كه سردسته ايشان مستر مورگان شوستر و سه تن سويدى كه بزرگ آنان كاپيتان يالمارسن بود برگزيده شدند و هردسته‌اى از جاى خود آهنگ ايران كردند . مستر شوستر با چند تن از همراهان خود با خاندان و فرزندان روز بيست‌ويكم ارديبهشت بتهران رسيد . از سوى دولت پيشواز و پذيرايى از ايشان كرده و در پارك اتابك ( همانجا كه نشيمن ستار خان بود ) نشيمنشان دادند . مستر شوستر سرگذشت خود را در اين سفر و پيش‌آمدهاى ايران را در آن روزها در كتاب خود بنام « خفه كردن ايران » هرچه گشادتر و بازتر برشتهء نگارش كشيده و چون آن كتاب به فارسى ترجمه شده و چاپ يافته ما نيازى بشناسانيدن خود او و گفتگو از يكايك كارهايش نداريم . اين كتاب يكى از سرچشمه‌هاى آگاهىهاى ما بشمار است . ولى بايد بگوييم پاره‌خاميهايى در آن پديدار است . زيرا مستر شوستر بپاره كسان ارج بيشتر از شايستگىشان نهاده و كسان نادرستى را بدرستى ستوده . و آنگاه در داورى از شرقيان همان راهى را پيموده كه بيشترى از نويسندگان ديگر غرب مىپيمودندى . هرچه هست اين همشهرى باسكرويل مرد درستكار غيرتمندى بود و در كار خود در ايران دليرانه و مردانه رفتار نمود . پس از چند روز كه اين كاركنان آمريكايى بديد و بازديد ميپرداختند رشته كارهاى ماليه را بدست گرفتند و در گام نخست قانونى از مجلس گذشت كه بمستر شوستر كه بنام « خزانه‌دار كل » ناميده ميشد اختيار بسيارى داد و رشته سراسر كارهاى ماليه را بدست او سپرد . اينان بايستى آيين كهنه مستوفيگرى را كه از قرنها در ايران برپا بود براندازند و بجاى آن اداره ماليه پهناورى بآيين اروپا و آمريكا برپا كنند پيداست اين كار سختىها داشت و خواه‌ناخواه دسته‌هايى را بدشمنى برمىانگيخت . از آنسوى بدانسان كه خود شوستر نوشته و ما نيز براست ميداريم پاره وزيران و دست‌نشاندگان ايشان سخت ناخوشنود بودند كه دستهاى آنان از گنجينه دولتى كوتاه شود و هرگاه پولى را از مستر شوستر گرفتند ناچار باشند شمار آن را پس دهند . اينست سخت ناخوشنودى مينمودند . گذشته از اينها يكدسته بلجيكيان كه از ساليان دراز در ماليه و گمرك ايران كار ميكردند و سالانه سودهاى بزرگى ميبردند و چنان كه گفته‌ايم اين
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 159 | احمد كسروى تبريزى