همشهريان نوز بسيارى از ايشان بسفارتخانه بيگانگان نيز راه داشتند . اينان هم در اينهنگام ناخرسندى مينمودند و با امريكاييان از در كارشكنى بودند . پس از همه اينها دولت روس با آهنگهايى كه درباره ايران داشت اين نمىخواست كه كار ماليه ايران بسامان شود و دولت ايران از تنگدستى رها گردد و از وامخواهى بىنياز شود . اين بود از گام نخست روى سردى نشان ميداد و از سختگيرى بازنمىايستاد .
دو سه روز پس از دادن اختيار بمستر شوستر سپهدار كه رييس الوزراء بود ناگهان از تهران بيرون شتافته بىآنكه كسى آگاه شود روانه گيلان گرديد و بنايب - السلطنه پيام فرستاد كه براى چاره كردن به درد چشم پسر خود آهنگ اروپا را دارد . ليكن پيدا بود كه دلخواه او چيز ديگر است و چنان كه شوستر نوشته و از پاره روزنامها بر - مىآيد رنجش او از اختيارى بود كه بمستر شوستر سپردند . بهرحال اين رفتار نابيوسان و نابجاى او مايه شگفت مردم گرديد و رشته كارها از سامان افتاد و تا يك ماه كمابيش كه او در گيلان درنگ داشت نابسامانىهاى فراوان در همهجا رو داد و كار بجايى كشيد كه دستههايى بقزوين كه نزديكترين شهر بتهران بود ريخته آنجا را تاراج كردند .
اين نمونه شايستگى آنمردانست . در چنان هنگامى ناصر الملك نيز از كار خود ناخوشنودى داشت و او نيز گاهى ميگفت از ايران بيرون خواهد رفت و خواهيم ديد همه اينها از روى پيشبينىهايى بود كه اينان ميكردند و آينده كشور را تاريك ميديدند زيرا در اين هنگام چون محمد على ميرزا در نهان بسيج كار ميكرد كه بايران بيايد و اينان كم و بيش آگاهى از آن داشتند و آينده را آشفته ميديدند ميخواستند شانه تهى سازند . يا شايد ناخرسندى روس و انگليس را ديده بپاس دلجويى از ايشان اين رفتارها را مينمودند . اين شيوه هميشگى اين دسته شده بود كه در روزهاى آرامش از هر راهى خود را بر سر كار ميرسانيدند و در روزهاى سختى ببهانههايى كنار ميرفتند .
با اين سختىها در كار مستر شوستر چون مجلس شورى و توده هوادار او و خويشتن مرد استوارى بود همچنان ايستادگى نمود و بر پيشرفت كار ميكوشيد . مستر شوستر ميخواست دستههايى از ده تا دوازده هزار تن سپاهى بنام « ژاندارم خزانه »
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٦٠