اينجوان با آن بيباكى و نادانى كه در سالهاى پيش از خود نشانداده بود و هركسى او را مىشناخت پيدا بود بار ديگر آشوبى پديد خواهد آورد . آقاى والى كار را ساده گرفته نامهاى بوى نوشته خواستار شد بتبريز بيايد . سالار الدوله پروايى ننموده از آنجا روانه سنندج گرديد .
از هرسو آشوبكاران مىجنبيدند . در همان روزها از رحيمخان نيز جنبشى پديدار گشت . اينمرد كه پس از آن سياهكاريها به تبريز پناهنده شده و در عالىقاپو در يك اطاقى بسيار آسوده مىزيست در اين روزها دستورهايى به پسرانش كه در قرهداغ با گردنكشان همدست بودند ميفرستاد و آنان را بنافرمانى دليرتر مىگردانيد و از براى گريختن خود از تبريز ياورى از ايشان ميخواست . چون اين دغلكارى او آشكار گشت انجمن ايالتى دو تن را نزد او فرستاد تا سياهكاريهايش را يادآورى كنند و نكوهش دريغ نگويند نيز دستور داد كه در همانجا زنجير بگردنش زدند و سخت نگهدارى كردند و سه تن از كسانش را در شهربانى بزنجير كشيدند .
در اينهنگام امان اللّه ميرزا ( ضياء الدوله ) بفرماندهى لشگرهاى آذربايجان آمده و سخت ميكوشيد سپاه كارآمدى پديد آورد و خواهيم ديد او غيرت بسيارى داشت و مرد كاردانى بود و در اندك زمانى دستههايى آراسته و يكروز در ميدان مشق نمايش بسيار باشكوهى داد . ليكن كارها نچندان شوريده بود كه از كاردانى او و مانندگانش سامان گيرد . گذشته از كوششهاى دشمنان و نيرنگبازى بيگانگان آلودگى خود سررشتهداران سنگ راه پيشرفت ميشد . تاريخ مشروطهء ايران روشنترين درسهاى پند آموزانه را دربر دارد و به خوبى مىفهماند كه از خويهاى نكوهيده چه زيانهايى برخيزد .
يكدسته كسانى چون خودشان از شايستگى بىبهرهاند و يك كار ستوده و پرارجى را نمىتوانند انجام داد بر ديگران كه آن را انجام ميدهند خشم گيرند و بيخودانه بدشمنى برخيزند و چهبسا بنابودى آنان كوشند . در جنبش آزاديخواهى ايران آنان كه هنرى نتوانستند نمود و بالافهايى كه از جانفشانى و فداكارى مىزدند در پيشآمد بمباردمان مجلس گريخته و نهان شدند و يا از ايران بيرون شتافتند اين بر آنان سخت ناگوار مىافتاد كه يكدسته از توده گمنام در چنان روزى شايستگى از خود نشان دادند و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٦٣