تا با سمنج همراه بودند و شب را در آنجا ماندند . فردا اينان برگشته و سردار و سالار با صد تن از مجاهدان كه بهمراهى برگزيده بودند با پيروان و بستگانى كه داشتند رو بسوى تهران روانه گرديدند . در اين سفر نيز آقايان امير خيزى و يكانى همراه سردار بودند . بشهرهاى سر راه آگاهى رسيده در همهء آنها مردم به جوش و جنبش افتاده آمادهء پذيرايى مىشدند . نخست در ميانج پيشواز و پذيرايى باشكوهى كردند .
پس از آن نوبت زنجان رسيد . زنجانيان كه در ميهماننوازى بنامند به پيشواز و پذيرايى بسيار باشكوهى برخاستند و سه روز ميهمانيهاى بزرگى دادند ، پيدا بود ايرانيان ارج جانفشانيهاى ستار خان را نيك مىشناسند .
در اينجا شادروانان نوبرى و خيابانى از تهران رسيدند ، دار الشورى اينان را بر - گزيده و بنمايندگى از سوى خود فرستاده بود .
در قزوين نيز پيشواز بس باشكوهى كردند و گذشته از قزوينيان و تهرانيان كه تا اينجا شتافته بودند سپاهيان روس بپذيرايى برخاسته و در سر راه رده بسته بودند .
در اينجا نيز ميهمانيهايى داده شد و دستهدسته پيشوازيان از نمايندگان دار الشورى و ديگران از تهران مىرسيدند چنان كه تا سيصد درشكه و كالسكه در آنجا گرد آمد .
در ينگى امام و كرج در هر يكى پذيراييهايى شايانى شد . انبوه تهرانيان مهرآباد را برگزيده و در آنجا چادرها زده و دولتيان و مجلسيان و آزاديخواهان و انبوه توده هر دسته و گروهى دستگاه جداگانه چيده بودند . خروش شادى همهجا را فرا گرفته و آواز زند ، باد گوشها را رنجه ميساخت . چنين ميگويند : تا آن روز چنان جشن و شادى در تهران ديده نشده بود .
از آنجا سردار و سالار آهنگ باغشاه نمودند و در آنجا پذيرايى از سوى دولت ميشد . شاه دو اسبى براى ايشان فرستاد . و چون آهنگ درون شهر كردند از آنجا تا دربار سراسر راهها پر از تماشاچيان گرديده در پشتبامها زنان و بچگان انبوه شده بودند و پياپى دستههاى گل فرومىريختند و آوازهاى شادمانى درمىآوردند . با اين شكوه بدربار رسيدند و چون پس از اندكى بيرون آمدند باز با همان شكوه به خانه صاحب اختيار رسيده در آنجا نشيمن گرفتند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١١٣