تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
بودند و در نهان با باقر خان سالار ديدار كرده و ازو زينهار خواسته و كسانى را از بستگان خود به او سپرده بودند و در جنگ بازپسين پا در ميان نداشتند . بدينسان آشوب قره‌داغ بپايان رسيده لشگر دولتى فيروزى يافت ، سركردگان چند روزى در پى گريختگان بودند و پس از آن باهر بازگشتند و چون كارهاى آنجا را بسامان آوردند دسته‌دسته آهنگ تبريز نمودند . نخست باقر خان سالار با سواران و مجاهدان تبريز روز بيست‌وچهارم بهمن ( دوم صفر 1328 ) به شهر رسيد . پس از آن در همان روز حاج صمد خان با سوار و پياده مراغه رسيد . پس از دو سه روز سردار بهادر و يفرمخان با دسته‌هاى خود رسيدند . مردم از فيروزى دولت شادمانيها مينمودند و از لشگريان پيشواز و پذيرائى دريغ نگفتند . صمد خان با آنكه دشمنىها با تبريز كرده و آنهمه گزند رسانيده بود چون از ديرباز مشروطه‌خواهى مينمود و از گذشته پشيمانى نشان ميداد و اينهنگام همراه لشگر فيروز به شهر درآمده و در خانه حاج مهدى آقا « پدر توده » نشيمن گرفته بود مردم درباره او نيز چشم از گذشته‌ها پوشيده نوازش و پذيرائى دريغ نميگفتند و دسته‌دسته بديدنش ميشتافتند . سامخان و برادرش نيز چنان كه با سالار نهاده بودند بتبريز آمده به خانه سردار پناهنده بودند و چون اينان در سال خونين 1287 از دشمنان بنام آزادى شمرده ميشدند و در جنگهايى كه با مردم تبريز ميرفت بيشتر از بسيار ديگران دليرى و كوشش نشان ميدادند اين پناهندگى ايشان به خانه سردار آن روزها را به ياد ميآورد و آن زبونى ايشان مايه شادمانى مردم ميشد . در اينهنگام دسته‌اى از لوطيان دوچى و تفنگچيان اسلاميه نيز كه پس از گريختن از دوچى در لشگرگاه عين الدوله زيسته و پس از آن در مراغه بحاج صمد خان پناهنده شده بودند اينان نيز همراه او بتبريز آمده و باميد زينهار و بخشايش در خانه سالار بستى نشسته بودند . اين نيز يادآورى ديگرى از پيش‌آمدهاى سال 1287 ميكرد . از هر سو نشانهاى فيروزى پديدار بود . اگر گرفتارى سپاه روس نبود ميتوانستيم گفت تبريز روزهاى بس خوشى را مىپيمود . يفرمخان و سردار بهادر با دسته‌هاى خود تا ماه فروردين 1289 در تبريز ماندند