گفتار چهاردهم فيروزيهاى لشگر دولتى
لشگر دولتى تا نيمههاى آذرماه در زنجان درنگ داشتند و چون كار آنجا را بسامان كردند روانه آذربايجان شدند و روز بيستوچهارم آذر بود كه بسراب رسيده بسپاه آنجا پيوستند . در اينهنگام زمستان فرارسيده و سرماى سخت آذربايجان در ميان بود و لشگركشى در آن كوه و دشت دشوار مينمود . ليكن چون صمد خان تا الان بر آغوش پيش رفته و در آنجا با پسر رحيمخان جنگ ميكرد سركردكان پرواى سرما نكرده سپاه را تكان دادند و گويا روز دهم ديماه بود كه نخستين جنگ ميان ايشان با قرهداغيان رخداد .
حبيب اللّه خان پسر رحيمخان با سه هزار سواره و دو دستگاه توپ تا الان بر آغوش جلو آمده از ديرباز در آن پيرامون تاخت و چپاول ميكرد صمد خان با دستههاى خود آهنگ او كرده و در ميانه زد و خوردهايى ميرفت . در اينميان آگاهى رسيد كه لشگر تهران فراميرسد . حبيب اللّه خان پروا نكرده استوار بايستاد و دليرانه بجنگ پرداخت .
ولى دو ساعت بيشتر ايستادگى نتوانسته شكست سختى خورد و بسوى شهر اهر گريزان گرديد .
روز ديگر سپاه دولتى آهنگ اهر نمود و حبيب اللّه خان بزخون كرده در گردنه مينق ناگهان تاختن آورد و بار ديگر جنگ سختى درگرفت . اينهنگام نزديك بيكذرع برف آمده و زمين را پوشانيده بود . پس از زد و خورد قرهداغيان دوباره شكست خوردند و راه گريز پيش گرفتند . ولى دولتيان از دنبالشان تاخته بايشان فرصت ندادند باهر درآيند و خودشان شهر را بدست گرفتند . نيز توپهاى حبيب اللّه خان بدست دولتيان افتاد .
بدينسان سپاه دولتى اهر را كه حكمراننشين قرهداغ است گرفته نشيمنگاه