ساختند . رحيمخان خودآرايى كرده با چهار هزار سواره و دو هزار پياده و چندين دستگاه توپ بر سر اهر آمد و آباديهاى پيرامون را گرفته از هر سو با شهر بجنگ برخاست يك ماه بيشتر هر روز شليك و زد و خورد در ميانه رخ ميداد و دوبار نيز يكى در پنجم بهمن و ديگرى در بيستم آن جنگ بس سختى برخاسته و از دو سوى گروهى كشته گرديدند .
قرجهداغيان همگى دلير و جنگجويند و سواران رحيمخان همه جنگ آزموده بودند . و اينهنگام كه دشمن بر سر خانههاشان تاخته بود دليرانه ميجنگيدند . چيزى كه هست پشتگرمى به كسى و جايى نداشتند و شاهسونان كه بايستى بياريشان شتابند بكنار ايستاده در گرمسير سرگرم زندگانى خودشان بودند . نيز رحيمخان در هنرهاى رزمى بپايه يفرمخان و ديگر سركردگان دولتى نميرسيد . پس از همه ابزارهاى جنگى دولتيان نيز بهتر بود و شصت تير كه اينان به كار ميبردند نخستينبار بود كه قرهداغيان ميديدند و چنين ميگويند كه از آن سخت ميرميدند . اين چند جهت دست بهم داده مايه شكست رحيمخان گرديد كه در جنگ روز دوازدهم كه دولتيان تاختن آغاز كردند كسان رحيمخان ايستادگى نتوانسته رو بگريز نهادند . خود رحيمخان نيز كه در ديه « و نه آباد » نشيمن داشت گريخته و توپها و قورخانه خود را بدولتيان واگزاشت دولتيان از دنبالشان رفتند و دو سه روز در آن كوهستان سخت از پى گريختگان بودند و دستههايى بايشان پيوستند ليكن خود رحميخان و پسران و نزديكانش بيرون رفته خود را بحسرتان كه خانه رحيمخان بود رسانيدند و در آنجا نيز نايستاده زنان و پارهاى از دارايى خود را برداشته از پل خدا آفرين كه يكفرسنگ از حسرتان دور است به خاك روس رفتند .
كريمخان برادرزاده رحيمخان از چندى پيش باهر آمده بدولتيان پيوسته بود و در اين دنبال كردن رحيمخان همراه يفرمخان و ديگران بود و دليريها مينمود و چون رحيمخان از ميان رفت ايل چلپيانلو از هر سو بر او گرد آمدند و همگى با دولت فرمانبردارى نمودند . بسيارى از سردستگان قرجهداغ هركدام بيكى از سركردگان دولتى پناهنده شده بخشايش خواستند . سامخان ارشد نظام و برادرش ضرغام كه بجاى دو دست رحيم خان بودند از جنگ روز پنجم بهمن بانجام كار رحيمخان پى برده و بچاره خود برخاسته
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٠٧