تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مينمودند . چنان كه با ايشان پيكره‌ها ( عكس ) برداشتند . « 1 » پس از چند روزى رحيمخان بيمار گرديد . روسيان پزشك ويژه قونسولگرى را از تبريز براى او خواستند و اين پزشك چندين روز پرستارى رحيم خان ميكرد در همين هنگام است كه ميانه رحيمخان با سران شاهسون و ايلهاى خلخال پيمان همدستى بسته گرديد و چنين نهادند كه همگى دست بهم دهند و بهوادارى محمد عليميرزا برخيزند و نخست بر اردبيل تاخته آنجا را بگشايند و ستار خان و آزاديخواهان را دستگير كنند و از آنجا آهنگ تهران نمايند و محمد عليميرزا را از سفارت بيرون آورده دوباره بر تخت نشانند . آشوب بسيار بزرگى پديد آوردند و در اين‌باره چندان استوار و بنيروى خود اميدوار بودند كه خواستند آهنگ خود را بمحمد عليميرزا آگاهى دهند و تلگراف نوشته چندين تن مهر كردند كه با دست قونسول روس از تبريز بمحمد عليميرزا در سفارت تهران تلگراف شود . نيز تلگراف ديگرى بنام امير مفخم و سردار جنگ نوشته و مهر كردند . ولى اينها هنگامى بدست قونسول روس رسيد كه محمد عليميرزا از ايران بيرون بود و اينست آنها را برگردانيده پاسخ داد كه بايد عنوانها را ديگر كرد « 2 » اين نوشته‌ها كنون در دست ماست و اينك يكى از آنها را كه بنام محمد عليميرزا نوشته شده در اينجا ميآوريم : از تبريز بطهران سفارت روس توسط جناب جلالتمآب اجل جنرال قونسولگرى دولت بهيه روسيه دام اقباله بخاكپاى اقدس مبارك اعليحضرت اقدس محمد عليشاه ارواحنا فداه مدتى است اين مشروطه‌طلبان بناى بلوا و قتل و غارت را گذاشته اول چه‌قدر از آقايان و سادات تبريز بقتل رسانيده و خانه ايشان را غارت كردند و از آنجا در اردبيل چند نفر سادات و آقايان اردبيل را كشتند و تمام دار و ندار آنها را بردند و مجتهد كه نايب امام است در طهران چند نفر مجتهد و آقايان را بقتل رسانيدند اينها با ارامنه و گرجى همدست شده از اول علما و سادات ما را كشتند اگر آنها مذهب داشتند علماء و سادات چه تقصير دارد كليه خيالشان در قطع ريشه ما است
هامش
( 1 ) اين پيكره‌ها كه ميتوان گفت سندهاى تاريخى است در تبريز بدست افتاد و آنها را فرستادند در استانبول روزنامه شمس چاپ كرد سپس حبل المتين كللكته ، پرفسور براون نيز پاره‌اى از آنها را از شمس برداشته چاپ نمودند و اينست در همه‌جا شناخته گرديد . ( 2 ) فرستادن نوشته‌ها بتبريز نزد قونسول روس و بازفرستادن او آنها را در كتاب آبى انگليس آورده شده است . و چنين پيداست پس از بازگردانيدن نزد رحيم خان بوده اينست با ديگر نوشته‌هاى او بدست آقاى بلورى رسيده و ايشان نزد ما فرستاده‌اند .