تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
روانه نمايد . نخست با اجلال الملك گفتگو كرد و او نپذيرفت . سپس با ستار خان گفتگو كرده چنين گفت : مجاهدان از شما سخن ميشنوند بويژه كه كميته خود را بنام شما ناميده‌اند همچنين سران شاهسون پاس جايگاه شما را خواهند داشت و پند - شما را خواهند شنيد . ستار خان چنان كه شيوه او بود از در فروتنى درآمده پيشنهاد را پذيرفت . چنين گويند هدايت دورى او را از تبريز ميخواست و در نهان كارهاى ديگر پيش مىرفت و ما خواهيم ديد اين سفر با چه نيرنگهايى از خودى و بيگانه روبرو گرديد . هرچه هست ستار خان گمان ديگرى نمىبرد و بزرگى كار را درنمىيافت و درخواست والى را با گشاده‌رويى پذيرفت و چند روزه بسيج سفر كرده روز هجدهم شهريور ( 23 شعبان ) با يار محمد خان كرمانشاهى و حسين خان كرمانشاهى و ميرزا - عليخان ياوراف و آقاى ميرزا على اكبر خان عطايى و دسته‌اى از مجاهدان ورزيده كه رويهم رفته هفتادواند تن بودند از تبريز روانه گرديدند . حاجى اسماعيل آقا امير خيزى كه هميشه با سردار بود و آقاى ميرزا اسماعيل يكانى كه عنوان دبيرى را داشت نيز با ايشان رفتند « 1 » در سراب پيشواز باشكوهى كردند و حاج اسماعيل سرابى و برادرانش كه گفتيم در جنگ‌هاى تبريز از سركردگان دولتى بودند و سوارانشان بسيار دليرى مينمودند آمده از گذشته پوزش خواستند و برادر كوچك خود را با دويست و بيست و سى تن سواره برگزيده همراه ستار خان گردانيدند . بدينسان شماره همراهان او تا سيصد تن كمابيش رسيد . « 2 » دو سه روز در سراب درنگ كردند . در اينجا كسانى از اردبيل رسيدند . حاجى كاظم آقا وهابزاده به مهماندارى رسيده درخواست نمود ستار خان در خانه او فرود آيد . محمد قليخان آلارلو كه يكى از سران شاهسون و از جنگهايى كه با روسيان در سرحد مىكرد بنام شده بود با برادرزادهء نصر اللّه خان يورتچى و
هامش
( 1 ) يكرشته از آگاهىهاى اين گفتار بازگويى آقايان امير خيزى و بكائى است كه چون هردو اكنون را در تهران مىزيند چگونگى سفر از ايشان پرسيده شده ( 2 ) در كتاب آپى همراهان او را هزار تن نوشته ولى ما گفته آقايان يكانى و امير خيزى را كه بيگمان راست است آورده‌ايم ، ستار خان بآهنگ جنگ نميرفت و اينست جز دسته اندكى را با ابزار كمى همراه نبرد . آقاى يكانى چون ماهانه مجاهدان و ديگران بآگاهى او پرداخته ميشد شماره آن را نيك در ياد دارد و اندازه هر دسته را جدا باز مىنمايد .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 88 | احمد كسروى تبريزى