و بدستورهاى محمد عليميرزا نيز كار نمىبست . اينست آقاى حاج ميرزا آقا بلورى و كسان ديگرى از آزاديخواهان كه دربند داشت با همه دستخطهاى محمد عليميرزا درباره دوباره دادن مشروطه و بخشودن بر شورشيان آزاديخواهى رهاشان نكرد و در اهر همچنان در زندان نگاه ميداشت . با اينهمه چون محمد عليميرزا برافتاد هوادارى ازو را عنوان نموده رنگ ديگرى بر خودسرى و تاراجگرى خويش داد . شاهسونان نيز همين عنوان را پيش كشيدند .
در چنين هنگام آشفتگى بود كه حاج مخبر السلطنه بآذربايجان رسيد . در همان روزها ناگهان دستهاى از سپاهيان روس با چند توپ روانه قرهداغ گشتند و سپس دانسته شد بر سر رحيمخان رفتهاند و پس از همه پرده از روى كار برخاسته دانسته شد براى دامن زدن به آتش شورش آن كار را كردهاند .
چگونگى آنكه رحيمخان هنگاميكه در بيرون تبريز سر راه جلفا نشيمن داشت و هر كاروانيكه ميرسيد تاراج ميكرد از بازرگانان روسى نيز كالاهايى را تاراج كرده بوده و چون بقرهداغ رفت همه آنها را با خود برده به كسى بازنداد روسيان آن را عنوان نموده بىآنكه بدولت ايران آگاهى دهند چنان كه گفتيم سپاه بر سر او فرستادند . اين دسته چون باهر رسيد در بيرون شهر لشگرگاه زد . كسى ندانست از بهرچه آمدهاند و رحيمخان چيزى نگفته آرام نشست . ولى هنگام شام ناگهان گرد خانه رحيمخان را فروگرفته او را با چند تن از كسانش دستگير كردند .
ولى چون فردا شد رحيم خان رها گرديده بجاى خود بازگشت و روسيان با او و سركردگانش دوستى آغاز كردند و چنين گفته شد حاجى حسن آقا كه يكى از توانگران اهر و با رحيمخان دوستى داشت ده هزار تومان تاوان بازرگانان روسى را پايندانى كرده و از اين راهست كه رحيمخان آزاد شده . ولى خواهيم ديد كه پيشآمد عنوان ديگرى داشته و اين رفتن روسيان باهر از بهر شورانيدن قرهداغ و اردبيل بوده .
در اينميان آنچه مايه شادمانى شد رهايى آقاى بلورى و سى و چهار تن ديگر بود كه گفتيم در زندان اهر با سختىها روز ميگزاردند ولى چون روسيان رحيمخان را گرفتند و شهر درآشفت و كسان رحيمخان هر يكى به خود پرداخت آقاى بلورى بزندانيان دل
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٥