گفتار يازدهم پيشآمد اردبيل
در گفتار ششم چگونگى رفتار روسيان را در آذربايجان بازنموده نگاشتيم كه ستار خان و باقر خان با دستهاى از پيشروان آزادى ( از على مسيو و ديگران ) در شهبندرى عثمانى بست نشستند و كاركنان سياسى روس ميكوشيدند ايشان را از آنجا درآورده از تبريز بيرون كنند كه ستار خان و باقر خان بدلخواه خود از شهر بيرون روند و به اين عنوان ايشان از شهبندرى درآمدند . لكن در همان روزها داستان افتادن محمد عليميرزا و جوش و جنبش بازگشت مشروطه رخ داد و در تبريز و همه شهرها چراغانى كردند . از اين پيشآمد فشار روسيان بر سردار و سالار كمتر گرديد و اينان كه به بيرون رفتن از ايران خرسندى نداشتند در خانههاى خود آرام نشستند .
از ديرباز آقاى مهديقلى هدايت ( حاج مخبر السلطنه ) بواليگرى آذربايجان نامزد شده و او از پاريس كه از پارسال در اينجا نشيمن داشت روانه گرديده بود تا در دوم شهريور از راه جلفا به تبريز درآمد . انجمن ايالتى و سردار و سالار پيشواز و پذيرائى با شكوهى كردند .
در اينميان رحيمخان با سوارهاى خود و با توپخانهاى كه از بيرون تبريز همراه برده بود در اهر نشسته با دولت نوين دم از نافرمانى ميزد و سواران او بتاخت و چپاول پرداخته ديههاى قرهداغ و آن پيرامونها را ميچاپيدند .
همچنين دستههاى انبوه شاهسون بتاخت و تاز پرداخته از اردبيل تا سه فرسنگى تبريز همهجا را تاراج ميكردند و روزبروز آتش ايشان زبانهزنتر ميگرديد . رحيمخان از روزيكه بيرون تبريز را رها كرده بقرهداغ رفت جز ستم و آزار بر مردم كارى نداشت