آنها را به كمك طلبيد و آنها هم با لشكريان خود به يارى او آمدند . رستم در انديشه شد كه مبادا اگر او در جنگ شود شاه هاماوران در اين گيرودار به كاووس گزندى رساند كس نزد كاووس فرستاد و اين بيم خود را براى او بازگفت و كاووس به او پيغام داد كه از اين بيم ندار و به من انديشه مكن بلكه در انديشه ايران باش :
چنين داد پاسخ كه منديش از اين * نه گسترده از بهر من شد زمين
وگر زانكه ما را ز چرخ بلند * رسد از بدانديش زخم و گزند
تو ايرانزمين را نگهدار باش * بداد و دهش كوش و هشيار باش
و رستم با سپاهيان سه پادشاه در جنگ شد و پس از اسير شدن پادشاه بربر و شام و كشته شدن پادشاه مصر ، پادشاه هاماوران هم امان خواست و كاووس را آزاد ساخت و آنچه مال و خواسته داشت پيشكش كرد و بدينسان رستم پيروزمندانه با كاووس شاه به ايران بازگشت و كاووس سودابه را هم با هودجى زرنگار با خود به ايران آورد و پس از شكست افراسياب از نو در ايران به شاهى نشست .
اين خلاصهاى است از داستانى قديمى كه از نامههاى كهن ايرانى در شاهنامه بازگو شده ، در روايات ديگر ايرانى نيز اين داستان با اختلافها و اختصارهائى نقل شده است .
در بندهشن بزرگ چنين آمده : « در عهد كيكاووس ديوها قوى شدند و اشنز « 1 »
هامش
( 1 ) . اين نام در اوستا اوشنر مىباشد . اوشنر وزير كاووس بوده كه به فريب اهريمن به فرمان كاووس كشته شد . در مقدمهء كتاب هفتم دينكرد در فقرات 36 - 37 راجع به او مندرج است :
اشنر بسيار زيرك در همان زمان كيكاووس از فر ايزدى بهرمند بود . اوشنر پيش از تولدش در شكم مادرش اعجاز و كرامات از براى مادرش ذكر مىكرد و در هنگام تولدش اهريمن را مجاب ساخت . اشنر فرمدار ( صدر اعظم ) و در هفت كشور مستشار كيكاووس بود مردى بود فرزانه و خردمند و دانا ( به نقل پورداود - يشتها ، ج 2 ، ص 236 ) و همچنين آمده است كه وى زبانهاى نواحى مجاور گوشنه را بياموخت چنان كه بر همه انيرانيان ( غير ايرانيان ) هنگام مباحثات غلبه يافت و ايرانيان را با تعليمات خويش تربيت كرد ( كريستن سن ، كيانيان ترجمه -