گرديد . هم خود آن محلها و هم مالكان آنها به نامهاى عربى خوانده شدند و گذشتههاى تاريخى آنها در پس اين نامها پنهان ماند ولى با همه اين احوال باز تا مدتها در دوران اسلامى هم بسيارى از آثار سابق آن حتى با تغيير نام همچنان نشانيهاى گذشته را در خود حفظ مىكردند .
نوشتهاند قريهاى كه در مربّعه ابى العباس در بغداد قرار گرفته بود يعنى همان جايى كه به اقطاع به ابو العباس واگذار شده و به مربّعه ( يعنى چهار راه يا چهار سوى ) ابو العباس معروف شده بود از آن يكى از دهقانان ايرانى بود كه اعراب آنها را بنوزرارى مىخواندند « 1 » كه ظاهرا فارسى آن خاندان زريران بوده و در نزديكى همين محل هم پلى بوده كه آن را هم در عربى « قنطرة ابى الجوز » مىگفتهاند . ابو الجوز هم نامى بوده است كه اعراب يكى از دهقانان همين محل و اهل همين ده بغداد را به آن نام مىخواندهاند شايد به سبب آنكه در زمينهاى خود درخت گردو زياد داشته و محصول گردوى او فراوان بوده « 2 » .
يكى از محلهاى بغداد به نام شهار سوج الهيثم خوانده مىشد . شهار سوج شكل عربى چهارسو است كه نام فارسى آنجا بوده « 3 » محل ديگرى هم كه در جاى ديگر همين كتاب به شكل سويقة الهيثم « بازارچه هيثم » آمده از همين قبيل است .
در تاريخ بغداد از قول احمد بن موسى از دهقانان بادوربا آمده كه گفت :
« قطيعة الربيع » ( يعنى زمينهايى كه به ربيع به اقطاع داده شده بود و به نام او خوانده مىشد ) كشتزارهايى بودند از آن مردمى از دهى به نام بناورى از روستاى فروسيج از بادوربا ( تاريخ بغداد ، ص 88 ) و نهر طابق را بابك بن بهرام بن بابك از برابر قصر عيسى ( يعنى كاخ شاپور ) ساخته بود ( تاريخ بغداد ، ج 1 ص 91 ) و بنى زريق كه پلى به نام « قنطرة بنى زريق » به نام آنها خوانده مىشود از دهقانان بادوربا هستند ( تاريخ بغداد ، ص 91 ) و جايى كه به نام سوق الثلاثاء ( سهشنبه بازار )
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد ، ص 84 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ص 84 .
( 3 ) . تاريخ بغداد ، ص 85 .