يعنى قرن چهارم هجرى هنوز خاندانهاى اشراف ايرانى و از آن جمله دهقانان در سواد عراق مىزيستهاند و آنها هم مانند قبائل عرب قحطان و نزار انساب خود را مىآموخته و آن را حفظ مىكردهاند .
منزلگاه دهقانان و اشراف ايرانى در دو سوى دجله از بغداد تا مدائن
يعقوبى كه در حدود نيمقرن پيش از مسعودى مىزيسته در جائى از كتاب خود البلدان كه راههاى بغداد را به جنوب عراق شرح داده چنين نوشته است . از بغداد كه خارج شوى در هردو سوى دجله تا مدائن كه هفت فرسخ است روستاهاى آباد و بزرگى است كه زيستگاه ايرانيان است و از مدائن تا واسط پنج منزل است كه نخستين آنها دير العاقول است كه شهر نهروان ميانه است و در آنجا اقوامى از دهقانان هستند كه از اشراف هستند و از آنجا به جرجرايا مىروند كه شهر نهروان پائين است و آنجا هم سرزمين اشراف ايرانى است . يعقوبى در اينجا چند تن از آنها را هم نام برده است و از آن پس نعمانيه است كه شهر زاب بالا است و منازل خاندان نوبخت در آنجا است و از آنجا به مادرايا مىروند كه در آنجا هم منزل اشراف قديمى ايرانى است .
و از آنجا به فم الصلح مىروند كه در آنجا خانههاى حسن بن سهل است . و در همينجا بود كه مجلس عروسى مأمون با پوران دختر حسن بن سهل برپا گرديد . و از آن پس شهر واسط است كه آن دو شهر است بر دو سوى دجله يكى شهر قديمى است كه در جانب شرقى دجله قرار دارد و ديگر شهر جديد است كه آن را حجاج در جانب غربى دجله بنا كرد و بين آنها جسرى از قايقها نهاد .
ساكنان اين دو شهر آميختهاى از عرب و ايرانى هستند ولى آنها كه از طبقهء دهقانان هستند منزل آنها در شهر شرقى است كه شهر اصلى كسكر است .