تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
را در آنجا ملاقات و توصيف كرده است اكتفا مىشود .

ابو جعفر سهل بن مرزبان

ابن حوقل گويد : من ابو جعفر پسر سهل پسر مرزبان دبير ابو الحارث پسر فرغون را ملاقات كردم و او تا امروز همچنان از نعمت حيات برخوردار است و سوگند به خدائى كه جز او خدائى نيست كه من نه پيش از ديدن او و نه پس از آن كسى را نديدم كه همهء زبانها بر ستايش فضل و بخشندگيش همداستان باشند جز همين ابو جعفر زيرا آنچه از سنتهاى گذشتگان خوانده يا از حكايات ايشان شنيده‌ايم و آنچه خود در زمان خويش ديده‌ايم همهء كسانى را كه در كرم و بخشندگى نام و آوازه‌اى داشته يا دارند هم ستايشگرانى هست و هم نكوهش‌گرانى ( از آنان كه از كرم او برخوردار نشده‌اند ) و تنها اين ابو جعفر است كه او را هيچ نكوهش‌گرى يا فزون‌طلبى ( يعنى كسى كه آنچه گرفته بنظرش كم نمايد و فزونتر از آن بخواهد و بدين سبب دلخور و ناراضى باشد ) نيست . و از پنجاه سال به اين سوى كسى به خراسان نيامده كه از فضل و احسان او برخوردار نشده و از اين بابت سپاسگزار او نباشد و اگر هم كسى به ديدار او نائل نشده وى با مكاتبه او را مشمول عنايت خويش ساخته و نيكوكارى او تا جائى است كه براى برخوردارى همه كسانى هم كه نمىتوانند به ديدار او بيايند يا نمىخواهند خود را در معرض طلب حاجت قرار دهند چنين ترتيب داده كه در كاروانسراهائى كه در ميان راهها ساخته و در ديه‌هائى كه وقف اين كار كرده گاوهائى شيرده نگه داشته كه شير آنها هم با ارزاق ديگر صرف اطعام رهگذران و مسافران گردد و گويد هيچ ده و كاروانسرائى نيست كه اين ابو جعفر را در آنجا ملكى باشد و كمتر از يكصد ماده گاو در آنجا براى همين منظور نگه‌دارى نشود و در پايان مىافزايد اين شخص را در خراسان و ماوراء النهر در ميان نيكوكاران نظيرى نيست و هيچ كس در اين باب و ديگر ابواب نيكوكارى به پاى او نمىرسد .