توضيحى لازم
در اينجا بايد براى تكميل يا توضيح مطلب به اين امر توجه شود كه آنچه از استاد فقيد كريستنسن دربارهء عنوانهاى عربى اهل البيوتات و العظما و الاشراف كه در ذكر حوادث تاريخى ايران غالبا در كتابهاى عربى به كار مىبرند نقل كرديم داير بر اينكه اين سه عنوان عربى به ترتيب ترجمهء عنوانهاى فارسى واسپوهران و بزرگان و آزادان هستند هميشه و در همهء كتابهاى عربى با اين دقت رعايت نشده بلكه غالبا دودمانهاى قديمى و بزرگان و اشراف ايرانى را با همان عنوان دهقانان ياد كردهاند و اين هم بدان سبب بوده كه از طبقات قديمى ايران تنها طبقهء دهقانان يعنى مالكان و زمينداران بزرگ بودند كه چون هم با زمين و ده و روستا سروكار داشتند و هم ادارهء امور محلى را برعهده داشتند در دوران اسلامى هم همچنان به كار خود كه هم شامل امور عمرانى و هم كارهاى ديوانى بود ادامه دادند و بدين ترتيب شخصيت اجتماعى خود را تا قرنها بعد همچنان حفظ كردند و به همين جهت هم عنوان دهقان براى همه طبقات اشراف و نجياى ايرانى به كار رفت بنابراين از آنچه هم استخرى به عنوان اهل البيوتات آورده الزاما نبايد چنين فهميد كه مراد دقيقا همان طبقهء واسپوهران قديم است نه مطلق دودمانهاى كهن ايرانى . و ديگر اينكه ديوان چه در دستگاه خلافت از آغاز تأسيس آن و چه در دولتهاى ديگرى كه از قرن دوم به بعد در سرزمينهاى اسلامى تشكيل گرديد يكى از جاهائى است كه ردّپاى دهقانان و ديگر دودمانهاى كهن ايرانى را در آنجاها به فراوانى مىتوان يافت . استخرى از همين دودمانهاى كهن ايرانى فارس كه نام چهار طائفه از آنها را بيشتر ذكر نكرده كسانى را نام برده كه از بغداد و فارس گرفته تا سيستان و خراسان امر ديوان خلافت يا شاهان محلى را برعهده داشتهاند .
و در اينجا براى پايان اين مقال تنها به وصفى كه ابن حوقل از يكى از افراد همين دودمانهاى كهن فارسى يعنى ابو جعفر پسر سهل پسر مرزبان كه در زمان او عهدهدار ديوان ابو الحارث ابن فريغون امير گوزگانان بوده و ابن حوقل شخصا او