تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
شدن هم همچنان به سنّتهاى فرهنگى و مآثر علمى و تاريخى پاىبند و در حفظ آن كوشا بودند و اگر بخواهيم براى اين مورد مثال بارزى بياوريم بايد از شاهنامه ياد كنيم كه جامع همهء اين مآثر و سنتها است . چه اين طبقه ، هم در جمع و تدوين اصول آن در دوران ساسانى كه به نام خداينامه خوانده مىشد و هم در حفظ و نگهدارى آن در قرنهاى نخستين اسلامى و ترجمهء آن به زبان عربى و هم در نظم فارسى آن به صورت شاهنامهء كنونى . يكى از عوامل اصلى و بسيار مؤثر بوده‌اند . چنان كه در مقدمهء شاهنامه آمده كسى كه تاريخ كامل و جامع ايران را كه همان خداينامه باشد در زمان يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى از روى كتابهاى تاريخى متفرقهء خزانه انوشروان تأليف كرد . دهقانى بود كه فردوسى او را دهقان دانشور خوانده و كسى هم كه در دوران اسلامى به فرمان او از مجموعه‌هاى مختلفى كه در تاريخ ايران وجود داشت و بعضى نيز به شاهنامه معروف بودند شاهنامهء بزرگ و كاملى به وجود آورد و همان است كه به شاهنامهء ابو منصورى معروف شده محمد بن عبد الرزاق بن عبد الله بن فرّخ طوسى فرمانرواى آن خطه بود كه او خود نيز از دهقانان ايرانى بود كه فردوسى او را چنين وصف كرده .
يكى پهلوان بود دهقان‌نژاد * دلير و بزرگ و خردمند و راد
و مؤلفانى هم كه آن را براى ابو منصور گرد آوردند چند نفر عالم از مؤبدان و دهقانان بودند و خود فردوسى هم كه شاهنامه را به نظم درآورد از دهقانان و مالكان و از اعيان قريه خود بود و چنان كه نظامى عروضى در چهار مقاله گويد در آن ديه شوكتى تمام داشت چنان كه به دخل آن ضياع از امثال خود بىنياز بود و كسى هم كه در هنگام نظم شاهنامه فردوسى را كه در اين دوران به تنگدستى افتاده بود رعايت و حمايت مىكرد جوانى از بزرگان طوس و از دودمان دهقانان و بزرگزادگان ايرانى بود كه فردوسى او را در شاهنامه بدون ذكر نام بسيار ستوده است . نشانى اين طبقه را تا قرنهاى چهارم و پنجم در غالب سرزمينهائى كه در قلمرو ايران قرار داشت كم‌وبيش در مآخذ تاريخى مىيابيم مسعودى نوشته تا زمان او