تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
از خراسان به بصره بازگشت دبير خود اصطفانوس را خواست و دوازده ميليون مثقال درهم نقره وزن كرد و به امانت به او سپرد و گفت اينها را خوب نگه‌دار كه حتى يك درهم آن از راه ستم فراهم نشده اصطفانوس به فارسى به او گفت پس چگونه تمام اين مبلغ فراهم شده ؟ سالم كه متوجه كنايه دبيرش شد گفت همهء اينها از هديه‌هائى كه كارگزاران و مردم استانها و دهقانها داده‌اند فراهم آمده است .

دهقانها در دوران حجاج

در دوران حجاج دهقانان ايران لطمهء فراوانترى ديدند ، چون گذشته از ويرانيهائى كه در اثر سفّاكيها و كينه‌توزيهاى او بر آباديها و روستاهاى آنان وارد آمد چنان كه بلاذرى نوشته در هنگامى هم كه آب بندهاى دجله و فرات در اثر طغيان آن دو رود بار ديگر شكسته شد و بسيارى از زمينهاى جنوبى عراق و كشتزارها و روستاها را آب فروگرفت و تبديل به مرداب گردانيد حجاج در تعمير آنها هيچ اقدامى نكرد و اين به قصد زيان رساندن به دهقانها يعنى مالكان آن اراضى و روستاها بود . زيرا آنها را متهم مىساخت كه در قيام ابن اشعث به او پيوسته بودند .

از مناسبتهائى كه نام دهقانان را در تاريخ مىتوان ديد

از جمله مناسبتهائى كه نام دهقانان ايرانى را در منابع عربى و اسلامى مىتوان ديد در مناسبتهائى است كه در آنها از راى و تدبير و علم و اطلاع آنان سخن به ميان مىآيد . وقتى عبيد الله بن المخارق از سوى حجّاج كارگزارى فلوّجه‌ها را يافت و به آنجا وارد شد نخستين چيزىكه پرسيد اين بود كه آيا در اينجا دهقانى هست كه بتوان از راى او در كارها مدد گرفت و او را به جميل بصبهرى دهقان آنجا رهنمون شدند . جهشيارى كه اين حكايت را آورده مقدارى از راهنمائيهاى اين دهقان را هم به عبيد الله و بهره‌هائى كه عبيد الله از آنها گرفته نقل كرده است ، در تاريخ
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 364 | محمد مهدى ملايرى