تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
است كه بلاذرى دربارهء نهرى كه به نام سعد بن عمرو بن حزام خوانده مىشده نقل كرده و مربوط به دوران سعد بن ابى وقاص يعنى همان سالهاى نخستين فتح عراق است . بلاذرى گويد دهقانان انبار از سعد ابن ابى وقاص خواستند تا نهرى را كه قبلا از فرمانرواى ايران خواسته بودند براى آنها بكند ( يعنى از رود فرات براى آبيارى كشتزارهايشان جدا سازد ) سعد بن ابى وقاص هم به سعد بن عمرو بن حزام نامه كرد و او را مأمور اين كار نمود ولى او بسبب برخورد با كوه كارى از پيش نبرد و موضوع متروك ماند تا زمان ولايت حجاج بر عراق كه به دستور او از هر سو كارگرانى براى كندن آن كوه اجير شدند و آن كار را از پيش بردند . بلاذرى گويد و به همين سبب آن نهر را به نام سعد ابن عمرو بن حزام كه آن را آغاز كرده بود و كوه را هم به نام حجاج كه آن را كنده بود خواندند . ديگر از مواردى كه نام دهقانان ايرانى را در مآخذ اسلامى مىيابيم در فرمانى است كه على ( ع ) در دوران خلافت خود كه همين سورستان و كوفه را براى مقرّ خلافت خود برگزيده بود به كارگزار بخش غربى سواد ( - سورستان ) ( - آب‌خور فرات ) صادر فرمود . اين فرمان شامل دستور مفصلى بود براى وصول خراج از زمينهاى كشاورزى به نسبت نوع محصول آنها و هم‌چنين وصول ماليات سرانه يعنى جزيه از اهل ذمه كه به نسبت ثروت و وضع اجتماعى آنها فرق مىكرده در اين فرمان مردم سواد از اين نظر به سه دسته تقسيم شده‌اند نخست طبقهء دهقانان و دوم طبقهء بازرگانان و همرديفان آنها و سوم طبقهء پيشه‌وران و كارگران كه به ترتيب مىبايستى ساليانه چهل و هشت درهم و بيست و چهار درهم و دوازده درهم بپردازند . در اين فرمان نشان دهقانانى كه از اشراف عراق به شمار مىرفته‌اند و مىبايستى چهل و هشت درهم سالانه بپردازند . يكى سوارى بر اسب و ديگر داشتن مهر زرين ذكر شده كه معلوم مىشود اين اوصاف در آن زمان هم از امتيازات مشخصه آنها بشمار مىرفته . و همچنين در فرمانى كه آن حضرت دربارهء ماهويه مرزبان مرو صادر فرمود و او را نماينده خود براى جمع خراج و جزيه دهقانان و اسواران و دهسالاران مرو
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 362 | محمد مهدى ملايرى