جاهائى را كه بلاذرى به نام فلوّجهها ( فلاليج ) خوانده در عبارت جهشيارى ( الوزراء و الكتاب ص 40 ) به صورت فلوّجتين آمده يعنى دو فلوجه مراد از آن دو تسو از تسوهاى ششگانهء استان بهقباد بالا بوده كه به نامهاى فلوّجه بالا و فلوّجهء پايين خوانده مىشدند و نهرين نيز كه شايد ترجمهء عربى دو رود باشد يكى از تسوهاى همين استان بوده است . استان بهقباد بالا از استانهاى غربى رود دجله بوده كه در آبخور رود فرات قرار داشته .
اين سه تسو جمعا داراى بيست و دو روستا بودند و خراج ساليانه آنها به نوشتهء ابن خردادبه دو هزار و هشتصد كر گندم و سه هزار و نهصد كر جو و سيصد و نود و پنج هزار درهم نقد بود . ( المسالك و الممالك ، ص 8 و 10 ) . مقدار كر در دورههاى مختلف و در شهرهاى مختلف باهم فرق مىكرده و معمولا كر بغداد و كوفه را كه حسابهاى ابن خردادبه بايد بر آن اساس باشد معادل 1560 كيلوگرم مىدانند .
دهقانى كه در عربى به نام جميل بن بصبهرى خوانده شده ظاهرا بزرگترين دهقانهاى سورستان بوده چه در مواردى كه در اثر ظلم و ستم عمال خليفه گرفتاريهائى براى دهقانان و مردم اين ناحيه ايجاد مىشده براى چارهانديشى به او مراجعه مىكردهاند . نام خود او عربى است كه يا ترجمهء از نام فارسى او است يا پس از اسلام او به اين نام خوانده شده ولى نام پدرش بصبهرى صورت عربى شده نام فارسى او است و شايد بصبهر معرّب واسپوهر باشد كه افراد وابسته به خاندانهاى ممتاز هفتگانه را به اين عنوان مىخواندهاند و حرمت و اعتبارى هم كه اين دهقان در نزد دهقانان ديگر از آن برخوردار بوده مىتواند اين نظر را تأييد كند كه پدر وى از واسپوهران بوده است .
دهقانان در دوران اسلامى
در دوران اسلامى همنام دهقانان را به مناسبتهاى چندى در تاريخ قرنهاى نخستين اسلامى مىيابيم . قديمىترين نامى كه از آنها در تاريخ اين دوران ديده شده در روايتى