دهقان معرّف آن طبقهء خاص كه در سلسله مراتب دوران ساسانى در جاى خاصى بين طبقات مختلف قرار مىگرفتند نيست بلكه گاهى معرف همه طبقات اشراف و بزرگزادگان ايرانى هم هست اعم از اينكه برطبق ضوابط دوران ساسانى در طبقهء دهقانان قرار مىگرفتند يا طبقات ديگر .
دهقانانى كه در زمان عمر مسلمان شدند
در دوران اسلامى بسيارى از دهقانان در همان سالهاى نخست به اسلام گرويدند . به گفتهء بلاذرى چندين تن از دهقانان سواد ( - سورستان - عراق ) در سال 16 هجرى بعد از جنگ جلولا مسلمان شدند . بلاذرى از اين عده نام چهار تن را ياد كرده كه معلوم مىشود اينان از دهقانان بزرگ و سرشناس آن منطقه بودهاند . اين چهار تن به ترتيبى كه بلاذرى آورده و با همان عنوانهائى كه او ذكر كرده عبارت بودهاند از :
1 - جميل پسر بصبهرى دهقان فلوجّهها و نهرين ( - دو رود ) 2 - بسطام پسر نرسى دهقان بابل و خطرنيه 3 - رفيل دهقان العال ( - استان بالا ) 4 - فيروز دهقان نهر الملك ( - شاهرود ؟ ) و كوثى . بلاذرى گويد همهء دهقانانى كه مسلمان شدند عمر بن الخطاب متعرض آنها نشد و زمينهاى آنها را از دستشان خارج نساخت و جزيه هم از آنان برداشت و در سال بيست هجرى كه ديوان عطا تأسيس كرد و براى مسلمانان از اموالى كه به بيت المال مىرسيد مستمرى سالانه مقرر داشت براى عدهاى از دهقانان ايرانى نيز ساليانه هزار درهم مستمرى برقرار كرد . براى تكميل گفتهء بلاذرى بايد اين را هم افزود كه حتى دهقانهائى هم كه در همان سالهاى نخست اسلام نياوردند و همچنان به كيش خود باقى ماندند پس از انصراف عمر از تقسيم اراضى سواد املاك آنها در تصرفشان باقى ماند با اين تفاوت كه آنها مىبايستى هم خراج املاك خود را بپردازند و هم ماليات سرانه كه در دوران ساسانى از پرداخت آن معاف بودند در اين دوران به نام جزيه از آنها وصول مىشد .