تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
فرمانده استان معنى كرده . شهريگها هم يك طبقه از آزادان بودند كه در سلسله مراتب مرتبه‌اى پائين‌تر از مرزبانان داشتند . مرزبانها زيردست اسپهبدان بودند كه هريك بر يك‌چهارم كشور فرمان مىراندند . براى ايالات كوچكتر به جاى مرزبان شهريگ مىگماشتند و كوچكتر از آن را دهيگ مىگفتند . كه همين طبقهء دهقانها باشند . كه خود آنها هم به پنج طبقه تقسيم مىشدند .

دودمان دهقانها

دهقانها دودمان خود را به دهكرت پسر فرواك پسر سيامك پسر نرسى پسر كيومرث شاه مىرساندند ، گويند نخستين كسى كه به دهقانى گرائيد دهكرت بود كه ده پسر داشت و طبقهء دهقانها به اين ده پسر مىرسند . اين طبقه با اينكه در سلسلهء مراتب اجتماعى پائين‌تر از دو طبقهء ديگر قرار داشتند ولى از نظر نفوذ اجتماعى و اثرى كه در حفظ كيان جامعه ايرانى داشته‌اند يكى از طبقات مهم اجتماعى ايران به شمار مىرفته‌اند و با اينكه در رويدادهاى بزرگ تاريخى كمتر نام آنها برده مىشود ولى از آنجا كه به زمين وابسته بودند و با كشاورزان و ده و روستا سروكار داشتند و در ميان همانها هم مىزيستند همواره پايه استوار مملكت و ركن اصلى نظام ادارى و مالى دولت و نگهبان فرهنگ و سنتهاى اجتماعى ايران بوده‌اند و غالبا ادارهء امور محلى را به ارث مىبرده‌اند و از آن‌جا كه دهقانان نمايندهء تمام‌عيار خصائل ايرانى و جامع سنتهاى آن بوده‌اند در كتب اسلامى بخصوص در قرنهاى نخستين اسلامى غالبا دهقان را به جاى ايرانى به كار برده‌اند . دهقانان كه غالبا از مالكان بزرگ بوده‌اند گذشته از املاك خود به نسبت اعتبار و اهميتى كه داشته‌اند سرپرستى مناطق ديگرى را هم در پيرامون املاك خود برعهده داشته‌اند و به همين جهت دهقانان بزرگ معمولا به نام همان مناطق ، به‌عنوان بزرگ يا فرمانرواى آنجاها خوانده مىشده‌اند و نكته‌اى هم كه در اينجا بايد به آن توجه نمود اين است كه در كتب عربى اسلامى هميشه كلمهء
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 359 | محمد مهدى ملايرى