سوى ديگر ، روى داده و دامنهء آن از هرسو بسى گسترش يافته بود . و سبب آن را همين امر يعنى مطالبهء جزيه از مسلمانان نوشته است . خلاصهء اين داستان به نقل او چنين است :
اشرس والى خراسان ، كه نام كامل او را اشرس بن عبد اللّه السّلمى نوشتهاند ، در سال يكصد و ده هجرى در جستجوى مردى برآمد پرهيزكار و بافضيلت تا او را براى دعوت مردم به اسلام به ماوراء النّهر بفرستد . او را به مردى با اين صفات راهنمون شدند به نام صالح كه نه از اعراب بلكه از موالى بود ، و نام كامل او را ابو الصيداء صالح بن ظريف مولى بنى ضبّه نوشتهاند . و چون صالح گفت كه من در زبان فارسى مهارت كافى تا حدّ تبليغ ندارم شخص ديگرى را هم به نام ربيع بن عمران تميمى براى اين مهمّ همراه او كرد . صالح به شرطى اين كار را پذيرفت كه هركس مسلمان شود جزيه از او بردارند . او ازاينرو اين امر بديهى را شرط سفر خود ساخت كه مىدانست جزيه و خراج يكى از منابع مهمّ درآمد حاكمان است و آنها هم به آسانى از اين درآمد چشم نمىپوشند . اشرس اين شرط را پذيرفت ولى صالح باز هم پيش از رفتن از راه احتياط به ياران خود سفارش كرد كه اگر كارگزاران اشرس به اين شرط وفا نكردند و كار او با آنان به روياروئى كشيد او را كمك كنند ، آنان هم پذيرفتند . صالح به سمرقند رفت ، و مردم سمرقند و پيرامون آنجا را به همين شرط به اسلام خواند . مردم هم به قبول دعوت شتافتند و به اسلام روى آوردند و بدين ترتيب خراج آن ديار كاهش بسيار يافت .
چون دهقانى كه جمع خراج آن ناحيه در قلمرو او بود « 1 » اين را به آگاهى اشرس رسانيد . اشرس به كارگزار خود در سغد و سمرقند نوشت كه نيروى مسلمانان در خراج است ، و من آگاهى يافتهام كه مردم سغد و آن نواحى نه با ميل و رغبت ، بلكه براى گريز از جزيه مسلمان شدهاند . وى در پاياننامه شرط پذيرفته
هامش
( 1 ) . نام اين دهقان در طبرى غوزك آمده و چنانكه در جاى خود خواهد آمد در دوران اسلامى هم در سرزمين ايران مانند دوران ساسانى جمع خراج برعهدهء دهقانان ( يعنى مالكان بزرگ ) بوده .
و ظاهرا همين غوزك بوده كه در واقعهء جنگ اشرس با مردم سغد و بخارا همراه اشرس بوده ولى در بخارا به تركان پيوسته است . ( طبرى 2 / 1515 - 1546 )