گمارد و شخص ديگرى را هم به نام عميرة بن سعد شيبانى به او منضم ساخت . و چون مجشر به محل كار خود رسيد به صالح پيغام داد كه با ياران خود نزد او برود ولى صالح تنها با يك تن از ياران خود به نام ثابت قطنه نزد او رفت و او هم هر دو را گرفته به زندان افكند صالح را نزد اشرس فرستاد و ثابت را هم در زندان خود نگه داشت .
ياران صالح كه چنين ديدند به قصد مبارزهء با هانى گردهم آمدند و كسى از ميان خود به نام ابو فاطمه را به رهبرى برگزيدند ولى از مبارزهء خود نتيجهاى نگرفتند و كار آنها سستى گرفت و عمّال اشرس و هانى هم به تعقيب سران آنها پرداختند و يكيك آنها را دستگير كرده نزد اشرس فرستادند . و چون بدين ترتيب اشرس و كارگزاران او داعيان اسلام يا به تعبير خودشان مخالفان را از پيش پا برداشتند با شدّتى هرچه بيشتر به مطالبهء جزيه از مسلمانان پرداختند و به نوشتهء طبرى بر بزرگان عجم خفّتها روا داشتند ، و جامههاى دهقانان را ( كه عهدهدار وصول خراج بودند ) پاره كردند و كمربندهايشان را به گردنشان انداختند . و از مردم تهىدست و مستمند هم مطالبهء جزيه كردند و بدينسان بود كه مردم سغد و بخارا به جان آمده يكباره بهپا خاستند و از تركان هم كمك خواستند و به كمك خاقان ترك خود را براى مقابله با اشرس و كارگزاران او آماده ساختند . و اشرس هم باز بهعنوان جهاد با كفّار به مقابلهء آنان شتافت و بدينسان آتش جنگى برافروخته شد كه مدّتها همچنان شعلهور بود و بسيارى از مناطق بخارا و سغد و سمرقند را در شعلههاى خود سوخت . « 1 »
نظر مورّخان معاصر دربارهء دعوت اسلامى در حملهء اعراب
و به همين سببها است كه برخى از مورّخان معاصر عرب كه نتوانستهاند حملهء اعراب را در اين دورهها كه به غلط به دوران فتوحات اسلامى معروف شده با اصول و معيارهائى كه در تبليغ اسلام و معرّفى
هامش
( 1 ) . شرح اين جنگها را در طبرى 2 / 1512 به بعد خواهيد يافت .