همچنان بر اين وظائف باقى گذارد « 1 » . و پس از وليد ، سليمان بن عبد الملك خليفهء وقت يزيد بن ابى مسلم را از ولايت عراق برداشت و يزيد بن المهلّب را به جاى او گماشت . يزيد بن ابى مسلم در خلافت يزيد بن عبد الملك كارگزارى افريقا را داشت و چون خواست در آنجا هم به همانگونه كه حجّاج در عراق رفتار كرده بود عمل كند و از اهل ذمّه كه مسلمان شده بودند جزيه و خراج مطالبه نمايد آنها هم يكدست شده بر او شوريدند و او را كشتند . و محمّد بن يزيد را كه پيش از يزيد بن مسلم كارگزار آنجا بود و در آن هنگام در افريقا بود به امارت برگزيدند و به خليفه نوشتند كه ما با اين كار قصد نافرمانى نداشتهايم ولى چون يزيد بن ابى مسلم با ما رفتارى در پيش گرفته بود كه نه مورد رضاى خدا و نه مسلمانان بود او را كشتيم و كارگزار سابق خليفه را بر خود حاكم گردانيديم ، و خليفه هم بدين امر رضا داد و به آنها نوشت عمل يزيد بن ابى مسلم مورد رضاى من هم نبوده است . « 2 »
عمر بن عبد العزيز و جزيهء مسلمانى
رسم ناروائى كه حجّاج نهاده بود با اينكه مانع بزرگى در راه پيشرفت اسلام بود و موجب قيام مسلمانان گرديد ولى چنان كه گذشت از آنجا كه نفع حاكمان در آن بود همچنان سنّتى پابرجاى باقى ماند ، و حتّى عمر بن عبد العزيز هم ، كه در ميان خلفاى اموى به پاىبندى به احكام اسلام شهره است ، نتوانست آن را بكلّى از ميان بردارد . او با اينكه جرّاح بن عبد اللّه والى خراسان را بدين سبب از كار بر كنار ساخت كه در اجراى دستور او دائر به برداشتن جزيه از مسلمانان تعلّل روا داشته و آن را موكول به احراز شرائطى دشوار ساخته بود . باز توفيق نيافت كه اين رسم را بكلّى براندازد .
جرّاح بن عبد اللّه در سال يكصد هجرى هيأتى از خراسان نزد خليفه عمر بن
هامش
( 1 ) . طبرى 2 / 9 - 1268 .
( 2 ) . طبرى 2 / 1435 ، و ابن اثير ، الكامل 4 / 182 ، يزيد بن ابى مسلم و محمّد بن يزيد هردو از موالى بودند ، يزيد بن ابى مسلم را مولى الحجاج و محمّد بن يزيد را مولى الانصار نوشتهاند .