و بيان احكام آن معهود است منطبق بيابند بر اين عبارت كه بر زبانها افتاده و در اثر تكرار تقريبا از مسلّمات شمرده شده كه اعراب در يك دست قرآن و در دست ديگر شمشير داشتهاند و از آنچنين قصد مىشود كه پيش از جنگ نخست به معرّفى اسلام و دعوت به آن مىپرداختهاند و اگر دعوت آنان پذيرفته نمىشده آنگاه به جنگ دست مىزدهاند ، اين مطلب را هم افزودهاند كه : « براى مهاجمان عرب كه غالبا از قبايل صحراگرد و باديهنشين بودهاند به جز اين دو عامل ، عامل سوّمى را هم بايد به حساب آورد كه از نظر اين قبايل بيش از دو عامل ديگر اهمّيّت داشته ، و آن جلب غنائم و كسب اموال بوده است . » « 1 » و برخى ديگر نوشتهاند : اينكه شايع شده كه فتوحات اسلامى براى نشر اسلام بوده صحيح نيست ، آنچه با فتوحات منتشر شده سيادت سياسى اسلام بود نه دين اسلام و مؤيّد اين امر هم اين است كه در خلال فتوحات و پس از آن يك حركت تبشيرى يعنى تبليغ دينى ديده نمىشود . « 2 » و گرچه حملهء اعراب به نام اسلام بود ولى دست آورد آن گسترش ايدئولوژى اسلامى و عقيده به دين اسلام نبود بلكه تأسيس يك امپراطورى عربى اسلامى بود . « 3 »
* * * باتوجّه به آنچه در اين گفتار گذشت ، شايد بتوان هم پاسخ پرسشى را كه در آغاز آن مطرح گرديد به آسانى يافت و هم پاسخ اين پرسش را كه چرا در دوران فتوحاتى كه به نام فتوحات اسلامى خوانده مىشود به جاى گسترش اسلام در ايران سيل مهاجران عرب به همه نقاط دور و نزديك اين سرزمين گسترش يافت .
هامش
( 1 ) . تاريخ العرب ، مطوّل ، حتّى ، جرجى ، جبور ، چاپ چهارم ج 1 ، ص 195
( 2 ) . عبد العزيز الدورى ، مقدّمة فى تاريخ صدر الاسلام ، المطبعة الكاتوليكية ، بيروت 1961 م .
چاپ دوّم ص 46
( 3 ) . همان مآخذ ، ص 44