تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شاعرپسند داشته قرارگاه او در كرج محل رفت‌وآمد شاعران ستايشگر شده بود ، و به نوشته ابو الفرج اصفهانى يكى از آنها به نام على بن جبله تا آن حد در ستايش او پيش رفته و او را بر همهء اعراب برترى داده بود كه مأمون را آن‌چنان به خشم آورده بوده كه به قول صاحب اغانى زبانش را از قفايش بدرآورد . « 1 » ابو دلف در دوران معتصم در سپاهى بود كه به فرماندهى افشين سردار بزرگ معتصم به جنگ بابك رفته بود . در اغانى آمده كه ابو دلف بر افشين نافرمان شده بود و افشين هم كسى را فرستاده بود تا او را گرفته نزد او ببرند تا او را به كيفر برساند و چون خبر به معتصم رسيد از احمد بن ابى دؤاد قاضى دربار خود خواست تا حيله‌اى انديشد و ابو دلف را از آن مهلكه برهاند . او نيز چنان كرد و ابو دلف را رهانيد . « 2 » و چون خود ابو دؤاد هم از افشين دل‌خوشى نداشت او هم با ابو دلف براى از ميان برداشتن افشين دست يكى كرد و سرانجام براى معتصم كه خود او هم نام و آوازه‌اى را كه افشين پس از پيروزى بر بابك كه بيش از بيست سال سپاهيان خلفا را درهم شكسته بود ، به دست آورده بود ، برنمىتافت ، دست‌آويزهائى ساختند تا معتصم توانست به استناد آنها افشين را به وسيلهء همان قاضى و ديگر توطئه‌گران محاكمه و اعدام نمايد . « 3 » پس از ابو دلف هرچند بازماندگان و طوائف وابسته‌اش مدّتهاى ديگر هم توانستند همچنان با حفظ قوميت و زبان عربى خود در اين منطقه دوام آورند ولى سرانجام آنها هم به ناچار مانند كوچ‌نشينهاى مناطق ديگر ايران در مردم ايران تحليل رفتند ، خود شأن ايرانى و زبانشان فارسى گرديد و گذشتهء آنان فراموش شد . مسعودى از يكى از فرزندان همين ابو دلف به نام عيسى روايت كرده كه برادرش دلف ، كه ابو دلف كنيهء خود را از نام او گرفته بود ، امام على بن ابى طالب را دوست نمىداشته و دربارهء آن حضرت سخنانى زشت و ناروا بر زبان
هامش
( 1 ) . اغانى ، ج 7 ، ص 317 « و هذان البيتان هما اللذان أحفظا المأمون على علىّ بن جبله حتّى سل لسانه من قفاه » . ( 2 ) . اغانى ، ج 7 ، ص 313 . ( 3 ) . براى آگهى بيشتر دربارهء اين محاكمه نگاه كنيد به طبرى 3 / 1307 - 1317 و همچنين به ماقبل و مابعد آن صفحات .