نگذاشتند و هرچندگاه يكبار بر آنها يورش بردند و به ويرانى شهر پرداختند و خود زيانى بر زيانهاى شهر و مردم شهر افزودند . آن چنان كه در وصف اين حالت در تاريخ قم چنين آمده : « بزرگان گفتهاند الحماية ثمّ الجباية » يعنى اوّل بايد رعايا را حمايت كنند ، بعد از آن از ايشان خراج بستانند ، و درين زمان و روزگار خراج مىستانند و باقى ارتفاع را غارت مىنمايند . » « 1 »
نكتهاى كه در اين مورد به چشم مىخورد اين است كه از آنچه در تواريخ در وصف رويدادهاى اين دوران آمده برنمىآيد كه مردمى كه در قم يا در انار و تيمره و يا در جاهاى ديگر مورد اجحاف و ستم اين مهاجران ناآرام قرار گرفتهاند خود انتظار دريافت كمك يا احقاق حقّى داشتهاند . اين مطلب از سير حوادث اين زمان برنمىآيد ، ولى در موارد ديگرى هم كه كسان ديگرى بدين گونه مورد ستم قرار گرفته ، و به مناسبتى چنين انتظارى براى احقاق حق در آنها زنده شده ، و به شكايت برخاسته و داورى نزد حاكمان بردهاند ، نيز از تلاش و كوشش خود طرفى نبستهاند . در گفتار پيش از غدر و خيانت قتيبة بن مسلم در آنچه آن را فتح سمرقند ناميده شمهاى گذشت . شايد بىمورد نباشد كه دنبالهء آن حادثه كه با موضوع مورد بحث اينجا متناسب به نظر مىرسد در اينجا ذكر شود .
از جملهء كارهاى ناروائى كه قتيبه كرده بود اين بود كه با دغلكارى و فريب و به استناد قرار و پيمان صلحى كه بين او و مردم سمرقند بود عدّهاى از لشكريان عرب خود را به صورت دوستانه وارد سمرقند كرد ولى آنها را با زور در همانجا جاى داد و خارج نساخت و پس از كشتهشدن قتيبه هم در وضع آنها تغييرى حاصل نگرديد و آنها همچنان در آنجا ماندنى شدند . اين امر بر مردم سمرقند نه تنها از اين لحاظ بسيار گران و تحملناپذير بود كه اينان مهمانانى ناخوانده و زورپيشه بودند ، بلكه از آن لحاظ نيز كه روش زندگى آنان با مردم اين شهر سخت ناهمگون و ناسازگار بود . و چون آنها در ايّام قتيبه و حجّاج و خلفاى
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 166 .