تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤

توضيحى دربارهء كرج و محلّ آن

دربارهء اين كرج كه محل ابو دلف بوده ياقوت در قرن هفتم هجرى گويد كه مردم آنجا آن را كره خوانند ، و آن در دهستانى واقع است كه در عربى فاتق مىگويند و فاتق شكل عربىشدهء هفته است . در تاريخ قم آمده كه كرج را عربها از نام فارسى آن‌كه بوهين كره بوده مختصر كرده‌اند ، و در ايّام فرس هم آن را بوهين كره مىخوانده‌اند ، يعنى خرمنگاه كرج . « 1 » و از اين تعريف معلوم مىشود كه كره به محل بسيار وسيعى گفته مىشده كه آنچه به نام كرج معروف شده مركز آنجا و در اصل خرمنگاه همهء آباديهاى اطراف بوده . اين تعريف با آنچه در نوشتهء ياقوت دربارهء آن آمده كه كرج آباديهاى پراكنده‌اى بود كه وابستگى شهرى نداشت و بناهاى آنجا بناهاى شاهانه و كاخهاى وسيع پراكنده بود . و اين‌كه يك كوره ( - استان ) بدان منسوب است ، يعنى مركز يك استان بوده سازگار مىنمايد . براى يافتن موضع حقيقى اين شهر بايد در آنچه دربارهء آن و مسافتهاى بين آن و جاهاى شناخته‌شدهء موجود در مآخذ مختلف آمده بحث و بررسى بيشترى به عمل آيد ، در تاريخ قم در ذكر حدود قم پس از ذكر روايت برق كه « قم چهل فرسخ در چهل فرسخ است زيرا حدود آن بغايت از يكديگر دوراند » . آمده : حدّ اوّل از ناحيت همدان است تا ميلاذجرد كه آن ساوه است و حدّ دوّم از ناحيت رى تا جوسق داود بن عمران اشعرى . . . و حدّ سيم از ناحيت فراهان است آنجا كه ناحيت كرج است « 2 » و در كتاب الخراج قدامة بن جعفر فاصله كرج كه آن را قصبه يعنى مركز ايغارين شمرده تا همدان ، از يك راه كه منازل آن را نام برده هفده فرسخ ، و از راه ديگرى كه آن را هم منازلش را ذكر كرده بيست و هشت
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 23 . در بخش زهرا از توابع قزوين نيز دهستانى است به نام بوئين كه به آن بوئين زهرا مىگويند . جغرافياى مفصّل ايران ، مسعود كيهان ، ج 2 ص 371 . ( 2 ) . تاريخ قم ، ص 26 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 334 | محمد مهدى ملايرى