تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
چهارصد تن بوده‌اند . و از فرزندان برادرش احوص از دو تن آن‌ها به نامهاى ملك و احوص يكهزار و دويست شخص به وجود آمده‌اند . « 1 » * * *

عربهائى از قبيلهء بنى عجل و كرج ابى دلف

در فاصله‌اى نه‌چندان دور از محل اشعريان قم و در دورانى كم‌وبيش مقارن دوران ايشان كوچ‌نشين ديگرى از مهاجران عرب پاگرفته بود كه هرچند شرح حالشان را مانند اشعريان در كتاب مشخّصى نمىتوان يافت و بايد آن را به‌طور پراكنده و به اجمال از نوشته‌هاى مختلف به دست آورد ، ولى آغاز كار و چگونگى به مال و قدرت رسيدنشان در اساس با اين اشعريان چندان تفاوتى نداشته است . بدين معنى كه چون در سرگذشت هريك از آنها كمى از دوران شأن و شوكتشان به عقب برگرديم در گذشتهء نه‌چندان دور آنها به افراد ناسالم و شرارت پيشه‌اى مىرسيم كه پس از مهاجرت به ايران با غدر و خيانت و قتل نفس و دزدى به اموالى دست يافته و با اجحاف و غلبه بر املاك ديگران دائره تملك خويش را گسترده و بر بخشى از سرزمينهاى پيرامون خود هم تسلّط يافته و پايه‌هاى قدرت و ثروت خود و بازماندگانشان را بر آنها نهاده‌اند . مهاجران اين منطقه عربهائى از طايفهء بنى عجل از قبائل بكر بن وائل بودند كه فرد شاخص آنها ابو دلف عجلى بود كه با دستگاهى كه براى خود ، در جائى كه به نام او كرج ابى دلف خوانده شده بود ، ساخته بود و با مقامى كه در دستگاه خلافت به دست آورده بود و بذل و بخششهائى كه به شاعران و ستايشگران مىكرد ، نامى از خود در تاريخ اين منطقه و در ادبيّات عربى به جاى گذارده است . ابو دلف نام خودش قاسم و نام پدرش عيسى و نام جدّش ادريس بود و پدر ادريس معقل نام داشت . از پدرانش خيلى به اجمال سخن رفته ولى از همان اجمال هم با كمى دقّت مىتوان حديثى مفصّل خواند . مثلا از آنچه دربارهء جدّ
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 240 - 241 .