ايشان را در خارج شهر تعيين مىكردند « تا نباشد كه با ايشان اختلاط كنند ، و بر نفع و ضرّ ايشان واقف شوند و اموال ايشان مشاهده كنند و زنان و كنيزكان و خدمتكاران ايشان را بهبينند . و همچنين حيوانات و مرغان شكارى و اسلحه از شمشير و تيغ و غير آن بهبينند و بر حال ايشان واقف و مطلّع گردند » . « 1 »
* * *
لشكركشيهاى خلفا به قم براى سركوب عربهاى مهاجر
پس از جدا شدن قم از اصفهان هم باز كار وصول ماليات از اين عربها ، كه همهء مناطق آنجا را در اختيار داشتند ، و همچنين به اطاعت درآوردن آنها براى دستگاه خلافت كار آسانى نبود و چندينبار منجر به لشكركشيهاى مفصّل و كشتار و ويرانى در آنجا گرديد . در خلافت مأمون كه آنها همچنان به سركشى پرداخته و از پرداخت خراج سرباز زده بودند ، در سال 210 هجرى سپاهى به فرماندهى على بن هاشم مروزى بدانجا گسيل گرديد . وى رئيس آنان يحيى بن عمران را با جمعى بكشت و باروئى را كه اين عربها در كنار رودخانه بنا نهاده بودند با خاك يكسان كرد و مبلغ هفت ميليون درهم از آنها بهعنوان خراج بازستاند . در صورتى كه پيش از آن آنها از پرداخت دو ميليون خراج هم طفره مىرفتند و شكايت داشتند . « 2 » ولى آنها بار ديگر آن بارو را از نو بنا نهادند و همچنان به خلقوخوى خويش بازگشتند . هفت سال پس از اين تاريخ ، يعنى در سال 217 هجرى در خلافت معتصم بار ديگر از بغداد لشكرى تمام به فرماندهى عيسى طلحى قصد ايشان كرد .
عيسى گذشته از باروى شهر ، بسيارى از سراها و منازل و باغات و بساتين ايشان را هم بسوزانيد و ويران كرد « 3 » ، ولى باز اينها به صلاح بازنگشتند و پس از بازگشت آن سپاه ديگرباره در ساختن و استحكام آن بارو بكوشيدند و آن را بيش از پيش استوار داشتند ، تا آنگاه كه در خلافت مستعين « 4 » مفلح تركى بر مقدمهء
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 40 .
( 2 ) . بلاذرى ، فتوح ص 386 و تاريخ قم ، ص 163 .
( 3 ) . تاريخ قم ، ص 163 .
( 4 ) . تاريخ قم ، ص 163 .