تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
رودخانه قم گسترده بوده و از آن سيراب مىشده‌اند . و چنان كه از روزگاران كهن در ايران رسم بوده و هنوز هم هست ، روستاهائى كه از اين‌گونه رودها ، مشروب مىشوند ، هريك در جائى از رود كه طبق سنت كهن بدان اختصاص دارد ، بند يا بندهائى موقّت بر آن مىبندند و آب آن را به كشت‌زارهاى خود هدايت مىكنند . و پس از گذشت فصل كشت و زرع دوباره بندها را مىگشايند تا آب همچنان در رودخانه روان شود . مردم اين سه دهستان نيز چنين مىكرده‌اند . اينك داستان آنها و اين مهاجران صحرائى و ناسازگار . « چون از نوروز يك ماه بگذشتى ، اهل تيمره و انار آب رودخانه قم باز بستندى . . . و چون عرب در قم متمكّن شدند روى به ناحيت تيمره و انار نهادند كه يا آب تابستان را هم به جانب ما روانه كنيد يا آب زمستان را هم از رودخانه بازگيريد . . . اهل تيمره به حصار گريختند . . . عرب دست برآورد ، و سدها كه در ميان رودخانه نهاده بودند مجموع خراب كردند و آب رودخانه را به جانب قم روانه گردانيدند و در قم باغها ساختند و كشتزارهاى تيمره و انار به كلّى خشك گشتند . . . و همه اوقات عرب با ايشان كوشش مىكردند و كارزار مىكردند و مردم ايشان را به اسيرى مىگرفتند . و بديشان انواع مضرّت و زيان مىرسانيدند و سدها و رودخانهء ايشان مىشكافتند و خراب مىكردند ، تا اهل تيمره و انار از قوت بطش ايشان عاجز شدند و در دفع ايشان هيچ چاره و حيلت نداشتند و مقاومت با ايشان نمىتوانستند كرد . پس به ناچار بر حكم عرب فرود آمدند و گفتند ما مطيع و منقاديم و طلب رضاى شما مىكنيم و متابعت سيرت شما مىنماييم . . . » « 1 »

مهاجران سركش و دستگاه خلافت

و چون بدين ترتيب دامنهء قدرت و نفوذ خود را به شهرهاى اطراف هم گستردند و حتّى عبد اللّه به همدان و اصفهان هم والى شد « 2 » اين‌بار نوبت به دستگاه
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 48 . ( 2 ) . تاريخ قم ، ص 253 .