متمكّن و صاحباختيار . چون به قريهء ابرشتجان نزول كردند و آن حصارها بديدند در آن طمع كردند پس بدانجا مقيم شدند » . « 1 »
اين قريه ابرشتجان كه فرزندان سعد در آن طمع كردند و همانجا ماندند در آن روزگار بزرگترين و مهمترين آباديهاى قم و مركز آن منطقه بود كه هنوز شهرستان مستقلى نشده بود و از توابع اصفهان به شمار مىرفت . و به همين سبب هم اينجا محل اقامت دهقان بزرگ اين منطقه به نام يزدانفادار بود كه برطبق سنّت قديم ايران كه در اين دوران هم همچنان معمول بود بر روستاهاى ديگر اين منطقه هم كه نزديك به هفتاد مىرسيد از لحاظ ادارهء امور و جمع خراج آنها اشراف داشت و همه اين منطقه در قلمرو او بود .
به جز فرزندان سعد كه در اينجا مقيم شدند و با زادوولد فراوان خود در طى چند نسل طائفه بزرگى به وجود آوردند كه به اشعريان قم شناخته شدند ، طوائف و تيرههاى ديگرى هم از عربها به اين حدود كوچيده و در اينجا سكونت اختيار كرده بودند ، ولى از ميان همه آنها شرححال و اعمال همين اشعريان است كه محور اصلى مطالب در كتاب تاريخ قم است ، زيرا اينها بودهاند كه در طى اقامت بسيار ممتد خود در اينجا و غلبه جابرانه بر همه اين منطقه همواره براى مردمان اين منطقه مردمى ناسازگار و حادثهآفرين و براى حاكمان يعنى دستگاه خلافت مشكلساز بودهاند . و در همه حوادث ناخوشآيندى كه در اين حدود اتّفاق مىافتاده ، از آن نوع كه معمولا در تاريخها ذكر مىشده ، پاى اينها در ميان بوده است .
از اشعريان رفتار و كردارهائى در تاريخ نقل شده كه از خلقوخوئى پرخاشگر و ستمپيشه و نظمناپذير نشأت مىگرفته ، و به همان سبب هم در طى ساليان درازى كه بر اين منطقه تسلّط داشتهاند ، گذشته از اينكه خود با اجحاف و زورگوئى موجب ناامنى و غلبهء ظلم بر اين منطقه بودهاند به سبب اعمال عصيانگرانه خود هرچندگاهى سپاه خليفه را هم كه به قصد تنبيه آنها بدين منطقه
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، ص 246 .