نمود . ولى از قرن چهارم هجرى كتابى در دست است كه در آن مهاجرت اعراب به قم و اصفهان و سرگذشت آنها در ناحيهء مركزى ايران و به ويژه در قم به صورتى بيان شده كه مىتوان از آن اطّلاعات جامعى در اين زمينهها به دست آورد . و آن كتاب تاريخ قم است كه مؤلّف آن حسن بن محمّد بن حسن قمى آن را در سال 378 هجرى به نام صاحب بن عباد وزير نامدار فخر الدّوله ديلمى به عربى پرداخته بوده ، و در سال 805 تا 806 هجرى آن را يكى ديگر از فضلاى قم به نام حسن بن على بن عبد الملك قمى به زبان فارسى برگردانده و اكنون اين ترجمه در دست است . « 1 »
در تاريخ قم از كتاب اصفهان تأليف حمزهء اصفهانى ، كه زمان تأليف آن هم چندان با زمان تأليف تاريخ قم فاصله نداشته است ، آمده كه كوچنشينهاى عرب در منطقهء اصفهان و قم از چهار قبيله بودند : از قبيلهء تيم و قيس و عنزه و اشاعره .
تيم به قريهء طيره از رستاق جى اصفهان فرود آمدند . و نسل و اعقاب ايشان آنجا است و قيس به رستاق انار و تيمره ، و ايشان را الى يومنا هذا قيسيه مىخوانند و اعقاب ايشان آنجااند . و عنزه به رستاق جابلق و برق رود فرود آمدند ، و در آنجا از عجم گشتند . و اشاعره به رستاق كميدان كه از جمله آخرين رستاقهاى اصفهان بود كه پس از آن بيابانى است متّصل به رى و قومس . و بر كنار رودخانه كميدان كه آن را در اين ساعت قمرود مىخوانند نزول كردند . و ايشان از فرزندان سعد بن ملك بن عامر اشعرى بودند . »
پس از نقل نوشتهء حمزهء اصفهانى ، صاحب تاريخ قم دربارهء فرزندان سعد بن ملك اشعرى و فرار پنهانى آنها از كوفه و آمدن آنها به قم چنين آورده است :
« آنها آمدند تا به ناحيت اصفهان رسيدند و از آنجا آمدند بنابر آنكه به آذربايجان ملحق شوند و به جبال ارمينيه متحصن شوند و پناه گيرند ، يا اگرنه به خراسان كشيده شوند زيرا كه بنى اعمام ايشان از يمنيّه بسيارى آنجا بودند و در آنجا
هامش
( 1 ) . كتاب تاريخ قم ، تصحيح و تحشيه سيّد جلال الدّين تهرانى ، تهران 1313 ه ش ، چاپ دوم ، انتشارات توس ، تهران ، 1356 .