اشتمال بر مطالبى كه موجب روشن شدن اعمال خوب و بد مهاجران در اين دو جا و به خصوص در خراسان مىبوده است ، سندى گرانبها و مغتنم به شمار مىرفته ، نام خراسان از آنرو در اينجا با تأكيد ذكر شد كه بسيارى از تبهكاريها و ناهنجاريهائى كه از مهاجران عرب آنجا در كتابها روايت شده و شايد در اذهان برخى از افراد با اسلام هم ارتباطى مىيافته ، نه به مردم اصلى آنجا بازمىگشته و نه درخور انتساب به اسلام بوده ، بلكه غالب آنها نشأت گرفته از تبهكارانى بوده است كه نظائر آنها را در جمع همراهان سعيد بن عثمان والى معاويه در خراسان هم مىتوان يافت . زيرا راهزنان عرب و تبهكارانى كه در خلافت معاويه براى رفع فساد آنها از صحراى عربستان با سعيد بن عثمان به خراسان كوچانده شدند ، و ذكر آنها پيش از اين هم گذشت ، در آنجا مسلّما به صلاح و رشاد بازنگشته بودند بلكه در آن ديار بىسرپرست بيشازپيش به شرارت و فساد پرداخته بودهاند ، و اگر از شرارتهاى آنها اندكى از بسيار هم گفته يا نوشته شده باشد كافى بوده است كه چهرهء مهاجران را در اذهان تيره و كدر سازد مگر نه اينكه اينها از فرستادگان خليفهء مسلمين و از همراهان والى خليفه بودهاند ؟ بنابراين اگر در نوشتهاى در ذكر حوادث با روشنى و صراحت هرعملى به عامل آن نسبت داده شود آنچنانكه دامان ديگران را نگيرد ، چنين نوشتهاى از نظر وقايعنگارى مغتنم و گرانبها است و به همين سبب است كه فرض مىشود نوشته هيثم بن عدّى هم دربارهء اعراب خراسان با خصلتى كه براى او نوشتهاند مغتنم و گرانبها مىبوده است .
تاريخ قم و وصف برخى از كوچنشينهاى عرب اين منطقه
چون نوشتههاى هيثم بن عدّى در دست نيست نمىتوان دربارهء كوچنشينهاى عرب خراسان برحسب تيرهها و طوائف مختلف و راه و روش هر يك از صلاح و فساد چنان كه بايد آگاهى صحيح به دست آورد ، و دربارهء آنها به درستى داورى