تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
طرفدار امويان بوده‌اند چه در خراسان و چه در عراق ، ارتباط مىيافته است .

در سرزمين سواد

در سرزمين سواد ، كثرت مهاجران عرب از آن‌رو چشم‌گير و درخور توجّه بود كه سرزمين سواد گذشته از همسايگى آن با عربستان و آشنائى بيشتر عربها با آنجا ، و گذشته از جاذبهءآبادى و عمران و خير و بركت آنجا كه قبائل عرب را بيش از هر جاى ديگر به سوى خود مىكشيد ، جاذبه‌هاى ديگرى هم از نوع ديگر براى مهاجرانى از طبقات ديگر اعراب هم داشت كه همهء سران و سرشناسان عرب را هم به خود جلب مىكرد . از آن جاذبه‌ها يكى اقطاعهاى فراوانى بود كه در خلافت عثمان هم به وسيلهء خود او ، و هم به وسيلهء كارگزاران او ، از املاك و آباديها و مزارع آنجا كه بهترين آنها جزو املاك خالصه گرديده بود ، به بزرگان عرب و كسانى كه مىبايستى رضايت آنان جلب شود واگذار مىگرديد ، و به جز دوران كوتاه خلافت على ( ع ) كه اين باب به كلّى بسته شد . در زمان امويان هم بذل و بخشش اراضى و املاك اين سرزمين نويافته به مردمان نورسيده همچنان ادامه يافت . و ديگر آباديها و مزارعى بود كه از طرق ديگر به تملّك بزرگان و دست‌اندركاران امور خلافت درمىآمد ، كسانى كه در گسترش املاك خود سعى و اهتمام فراوان داشتند ، آن‌چنان‌كه طولى نكشيد كه غالب آنان در اين سرزمين داراى املاك وسيع و برخى هم از كاخ‌نشينان آنجا شدند . هنگامى كه عبيد اللّه بن زياد از سوى معاويه ولايت بصره يافته بود و مىخواست تا انحنائى را كه در مسجد بصره به وجود آمده بود با خريدن مقدارى از خانهء نافع بن حارث كه در همسايگى مسجد بود و افزودن آن به فضاى مسجد ، آن را مرتفع سازد ، چون پسر نافع به اين امر رضايت نمىداد ، عبيد اللّه سفارش كرد وقتى او براى سركشى دورترين املاكش از بصره خارج مىشود عبيد اللّه را خبر كنند . و چنين هم شد . هنگامى كه او به كاخى كه در بطيحه داشت و به نام قصر ابيض يعنى كاخ سفيد خوانده مىشد رفت ، عبيد اللّه كارگرانى فرستاد و آن مقدار از خانهء او را كه