از عهدهء او برنمىآمد ، و ناچار از عمر كمك خواست ، و او به سعد بن ابى وقاص والى كوفه دستور داد تا نعمان بن مقرن را با عربهاى كوفه به كمك ابو موسى به خوزستان بفرستد ، و او نيز چنين كرد و در جنگ شوشتر كه آخرين جنگ سختى بود كه بين هرمزان و اعراب اتّفاق افتاد ، ابو موسى شخصا با اعراب بصره و نعمان بن مقرن با اعراب كوفه لشكر واحدى از ابو ابجمعىهاى خود تشكيل دادند و با حفظ فرماندهى خويش بر ابو ابجمعى خود ، فرماندهى كل را به يكى از سران عرب به نام ابو سبره واگذاردند . « 1 » و در اين جنگ بود كه هرمزان شكست قطعى يافت ، و خود او اسير شد و به مدينه اعزام گرديد .
* * * هرمزان آخرين مانع جدّى بر سر راه مهاجمان و مهاجران عرب به داخلهء ايران بود و پس از رفع اين مانع كوچهاى دستهجمعى نخست به همراه سپاهيانى كه عازم گشودن آن مناطق بودند ، و سپس با دستهجات و گروههاى مستقل آغاز گرديد و همچنان ادامه يافت . در همين دوران خلافت عمر مغيرة بن شعبه كه پس از امارت بصره و رسوائى ام جميل كه باعث عزل او شده بود ، اكنون امارت كوفه را داشت ، يكى از سرداران عرب را به نام براء بن عازب به گشودن قزوين فرستاد .
مردم قزوين با او به مقابله برنخاستند و دروازهء شهر را به روى او گشودند او پانصد تن از اعراب را در آنجا ساكن گردانيد و از اراضى آنجا به آنها به اقطاع داد . « 2 »
هامش
( 1 ) . طبرى 1 / 2551 به بعد .
شرح اين جنگها و سرگذشت هرمزان را در نوشتههاى زير از نويسندهء اين كتاب خواهيد يافت :
الف - در كتاب فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدّن اسلامى و ادبيّات عربى ، چاپ دوّم ص 65 به بعد ،
ب - در مقالهاى با عنوان ( سرگذشت هرمزان و شرح نخستين آشنائى اعراب مسلمان با نظام ديوانى ايران ) در نشريهء مقالات و بررسىها دفتر 9 - 12 / سال 1351 ه . ش .
( 2 ) . بلاذرى ، فتوح ، 935 ، بلاذرى نوشته آنها از زمينهائى بودند كه كسى در آنها حقى نداشت .