تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
طول كشيد ، يكى از مسائل مهمّ تاريخ ايران در اين دوران است . مسأله‌اى كه ضرورت دارد از جهات مختلف مورد مطالعه قرار گيرد و آثار آن در همهء جهات بررسى شود . و اين چيزى است كه از حوصلهء اين گفتار خارج است . در اينجا فقط به مقتضاى مقام ، با نظرى اجمالى به سير تاريخى مهاجرت‌ها و برخى از علل و اسباب آنها و به جنبهء فرهنگى و اجتماعى آن و آنچه از آن در محدودهء مطالعات مشترك فارسى - عربى قرار مىگيرد توجّه شده است . پيش از اين ديديم كه تشويقهاى مستمر خليفه عمر براى برانگيختن باديه‌نشينان عرب و زدودن ترس آنها ، براى حمله به ايران و تصرّف آباديهاى پر نعمت آنجا ، به منظور كوچيدن به آنجاها و بهره‌مند شدن از رفاه زندگى يا به تعبير خليفه ( فنون العيش ) چگونه آنها را به سوى ايران به حركت درآورد . حركتى كه نخست كند و باگونه‌اى ترس و احتياط همراه بود ولى به زودى شتابى تند و روزافزون گرفت آن‌چنان‌كه در برخى موارد واليان و مسئولان عرب را هم به دنبال خود كشيد . هنگامى كه عمر در تهيّهء حمله‌اى بود كه به جنگ قادسيّه انجاميد عتبة بن غزوان را هم با گروهى از اعراب براى جلوگيرى از كمك احتمالى مردم فارس و خوزستان و ديگر مناطق جنوبى ايران ، به سپاهيانى كه بنا بود در مناطق غربى ايران مورد حمله قرار گيرند ، به ناحيهء بصره كه محلّ تقاطع راههاى متعدّد و در مسير آن كمكهاى احتمالى بود فرستاد ، در اين هنگام از پادگانهاى ايران در اين منطقه كه وصف آنها در گفتارى پيش از اين گذشت ، يعنى دو پادگان بهشت آباد و منجشانيّه اثرى نبود . از منجشانيّه پادگان عربى ايران كه در حاشيهء صحرا قرار داشت ، هيچ نام و نشانى باقى نمانده بود و از پادگان ايرانى بهشت‌آباد هم كه در سرزمين ايران و در فاصله چند فرسخى از حاشيه صحرا بود فقط ويرانه‌اى باقىمانده بود كه عتبه و همراهان او آن را خريبه ناميدند يعنى ويرانه ، و اين اسم روى آن ماند و نام اصلى آن فراموش گرديد . و نه تنها اين دو پادگان بلكه هنگامى هم كه سعد وقاص با انبوه همراهان جنگجوى خود به قادسيّه رسيد ، همه
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 306 | محمد مهدى ملايرى