تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
بود كه به سبب آبادانى و گستردگى آن شهرتى فراوان داشت . « 1 » هنگامى كه حارث بن كلّده طبيب عرب كه در مدرسه و بيمارستان جنديشاپور در ايران پزشكى آموخته بود و در همين حدود به طبابت مىپرداخت و نوشجان دهقان اين منطقه را هم درمان كرده بود ، آن دهقان هم با دستمزدى كه به او داد اين كنيزك را هم به او بخشيده بود . اين زن در خانهء حارث از او دو فرزند به دنيا آورد كه يكى از آن‌ها به ابو بكره معروف شد كه نام او نفيع بود و ديگرى به نام نافع خوانده شد . نوشته‌اند كه حارث سپس اين زن را به عبيد كه بنده‌اى رومى بوده داده بود . و وى از او هم فرزندىزاده است كه همين زياد باشد .

زياد در بصره

زياد با نخستين گروهى از اعراب كه در زمان خلافت عمر به سركردگى عتبة بن غزوان به بصره آمدند ، به اين منطقه آمد و تا پايان عمر در همين منطقه ماند و تمام مراحل زندگى خود را از نوجوانى تازه‌كار كه حساب‌هاى عتبة بن غزوان را نگاه مىداشت و روزى دو درهم مزد مىگرفت تا فرمانروائى تمام ايران‌زمين كه در خلافت معاويه بدان دست‌يافت در همين‌جا گذراند . وى تنها كسى بود از همه اعرابى كه همراه عتبة بن غزوان به بصره آمده بودند كه سواد خواندن و حساب كردن داشت و به همين سبب از همان زمان كه پسر بچه‌اى بيش نبود كار تقسيم غنائم و ديگر امورى كه با حساب و كتاب سروكار داشت به او واگذار گرديد . اين را بلاذرى در شرح جنگ عتبة بن غزوان با مردم شهر فرات نوشته است كه : مسلمانان در اين شهر به غنيمت بسيار دست يافتند و در ميان آن‌ها كسى نبود كه نوشتن و حساب كردن بداند مگر زياد پس تقسيم كردن آن غنائم به زياد واگذار شد و روزى دو درهم به او دستمزد پرداختند در حالى كه او هنوز پسر بچه‌اى بود كه مانند بچّه‌ها موى سر او را مىبافتند . « 2 »
هامش
( 1 ) . آگاهى بيشتر را دربارهء زنده‌ورد و دروازه‌هاى آن و همچنين دربارهء سميّه و داستان استلحاق در جلد دوم همين كتاب ص 328 . . . خواهيد يافت . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 421 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 271 | محمد مهدى ملايرى