پس از شهادت امام على بن ابيطالب ( ع ) و مسلّم شدن خلافت بر معاويه از آنجا كه معاويه ميانهء خوبى با زياد نداشت او را از فارس احضار كرد ولى زياد از بيم او در قلعهاى در فارس كه بعدها به قلعهء زياد معروف شد متحصن گرديد .
معاويه به بشر بن ابى ارطاة كه او را به امارت بصره گمارده بود دستور داد تا او را به شام بفرستد . بشر هم براى اينكه زياد را به تسليم وادارد فرزندان او را گرفت و به زياد پيغام داد اگر خود را تسليم نكنى و نزد معاويه نروى آنها را خواهم كشت ولى زياد تسليم نشد و برادرش ابو بكره با شتاب خود را به معاويه رسانيد و از او نامهاى دائر بر آزادى فرزندان زياد گرفت و به بشر بن ابى ارطاة داد و آنها را آزاد ساخت .
زياد امير بصره و كوفه
در همين سال معاويه ولايت بصره و عمل حرب سيستان و خراسان را به عبد اللّه بن عامر واگذار كرد و پس از آن تاريخ زياد هم با پرداخت دو ميليون درهم بابت حسابهاى گذشته خود در ديوان خراج فارس رضايت معاويه را به دست آورد . معاويه هم از آنجا كه مقرّ خلافت خود را در شام گذارده بود و براى ادارهء امور ايران كسى را مناسبتر از زياد نمىيافت كه به سبب اقامت طولانى و خدمات ديوانى خود در ايران به امور آنجا آشنائى كامل يافته بود از اينرو سعى كرد او را به خدمت خود درآورد و براى اينكه او را هر چه بيشتر به خود نزديك كند با راه انداختن بساط استلحاق نسب زياد را به خود پيوست و او را زياد ابن ابى سفيان و برادر خود خواند و پس از عزل عبد اللّه بن عامر كه از زمان خليفه عثمان امارت بصره را برعهده داشت زياد را به جاى او به امارت بصره برگزيد و در سال 51 هجرى هم كه مغيرة بن شعبه امير كوفه بدرود زندگى گفت امارت كوفه را هم به او واگذار كرد و بدين ترتيب زياد تا سال 53 هجرى كه در كوفه درگذشت حاكم مطلق العنان همهء ايرانزمين بود .