تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
للفراش و للعاهر الحجر » داشت . زيرا دستور صريح پيغمبر اين بود كه اگر زن شوهردارى از مرد ديگرى باردار شود نوزاد آن زن به شوهرش تعلق مىگيرد و جزاى فاسق سنگسار است . در صورتى كه استلحاق زياد حتى در نظر كسانى كه خواسته‌اند معاويه را تبرئه كنند طبق سنت جاهليّت بوده نه اسلام . در جاهليّت رسم چنين بوده كه اگر چند مرد با زنى درآميزند و زن باردار شود نوزاد او از آن مردى مىشود كه زن او را پدر نوزاد خود معرفى كند . و همهء اينها باعث شد كه سميّه مادر زياد هم به همان نسبت كه خود زياد با تصدى مقام‌هاى بزرگ نام و آوازه‌اى كسب مىكرد او هم داراى نام و آوازه شود ولى نه به نيكنامى . از سميّه در مورد ديگرى از تاريخ اين دوران نيز نشانه‌هائى ديده مىشود كه بر خلاف اين مورد كه در اثر توطئه پسرش زياد با معاويه زنى تردامن و بدنام است . در آن‌جا زنى كاردان و بامعرفت نموده مىشود و آن در مورد خود زياد است كه در نوجوانى سواد خواندن و حساب كردن آموخته بود و در بين تمام اعرابى كه در زمان عمر به بصره آمده بودند تنها او فرد باسواد آنها بود كه متصدى حساب و كتاب و تقسيم غنائم گرديده بود در حالى كه هنوز پسر بچه‌اى نوخاسته بود و اين را تنها در نتيجهء تربيت مادرش مىتوان انگاشت كه بيش از آنكه سميه ناميده شود دخترى بوده در دستگاه دهقان بزرگ زنده‌ورد و برخوردار از تربيتى كه دهقانان را بوده است . زياد در هوش و درايت و كاردانى و تدبير شهرت فراوان يافته بود . در ادبيات فارسى هم به چندين صورت زشت و زيبا نام زياد و مادرش آمده و در اخبار شيعه هم از سياهكارىهاى عبيد اللّه پسر همين زياد كه بيشتر به نام ابن زياد معروف شده و فاجعه‌اى كه او در كربلا به راه انداخت داستانها نقل شده و لعن و نفرينهاى فراوان نثار او گرديده است . در تاريخ ادبيات زبان فارسى در دوران اسلامى از نخستين اشعار فارسى پس از اسلام معمولا اين گفته ابن مفرّغ شاعر عربى را نقل مىكنند . آب است و نبيذ است - عصارات زبيب است - سميّه رو سپيذ است :