زياد در تمام دوران عتبة بن غزوان در همين منطقه بود و به همين كار حسابگرى و امور مالى مهاجمان و غنائمى كه به دست مىآوردند اشتغال داشت ، كارى كه معمولا از وظايف دبيران ديوان به شمار مىرفت و خود عربها هم از آن سررشتهاى نداشتند . زياد در امارت مغيرة بن شعبه هم بر بصره در همينجا بود و همين كار دبيرى را عهدهدار بود و در واقعهء ام جميل و مغيرة بن شعبه كه شرحش گذشت « 1 » او يكى از چهار نفرى بود كه از بصره به مدينه رفتند تا همچون شاهد عيان در حضور خليفه عمر به آنچه ديده بودند شهادت دهند و همو بود كه وقتى به فراست دريافت كه خليفه مايل نيست كه مغيرة بن شعبه را محكوم كند شهادت خود را بهگونهاى تغيير داد كه براساس آن حدّ شرعى بر مغيرة واجب نشود . و اين امر هرچند باعث گرديد كه برادرش ابو بكره كه او نيز يكى از شهود بود با او مادام العمر قطع رابطه نمايد ولى براى او اين نفع بزرگ را داشت كه مورد توجه خليفه شود و راه ترقى براى او هموار گردد .
زياد - دبير ديوان عطا
پس از عزل مغيرة بن شعبه از امارت بصره و اعزام ابو موسى به جاى او به شرحى كه پيش از اين گذشت « 2 » ابو موسى زياد را با خود به بصره برد و امر ديوان عطاء را به او سپرد و بدين ترتيب او همچنان كار دبيرى ديوان را كه پيش از اين هم برعهده داشت ادامه داد . و پس از آنكه ابو موسى از امارت بصره معزول گرديد و خليفه عثمان عبد اللّه بن عامر را به امارت بصره برگزيد عبد اللّه بن عامر هم زياد را متصدى ديوان و بيت المال گردانيد در اين دوران در اثر رويدادى ميانهء او با ابن عامر بههمخورد و ميان آنها جدائى افتاد و اين جدائى تا آخر عمر آن دو باقى ماند و پس از آن هم ميان خاندانهاى آنها باقى بود . توضيح آنكه : هنگامى كه عبد اللّه بن عامر به سفرى جنگى به
هامش
( 1 ) . جلد دوم همين كتاب ، گفتار بيست و دوم ص 424 به بعد .
( 2 ) . در جلد اول همين كتاب گفتار بيستم .