توصيه كرد كه ساليان دراز در ايران اقامت داشته و از نزديك با دستگاههاى مالى و ادارى ايران آشنا شده و خود مدتها پيش از آنكه به امارت و فرمانروائى اين سرزمين برسد سالها در همان دستگاهها به خدمت اشتغال داشته و كارائى نظام ديوانى ايران را در ادارهء كشور به خوبى دريافته بود . هرچند زياد با عربهائى كه نخستينبار با عتبة بن غزوان به ايران حمله كردند . به شرحى كه گذشت « 1 » در حالى كه هنوز جوانى نارس بود و سالهاى سيزدهم يا چهاردهم عمر خود را مىگذراند به اين سرزمين پاى نهاد ولى وى از جنس آنان نبود نه پدرش عرب بود و نه مادرش . در همين قلمرو ايرانزاده شده بود و در همينجا هم باليده و رشد كرده بود . و چون از همان آغاز نوجوانى در گروه عتبة بن غزوان ، از آنجا كه او تنها كسى بوده كه در آن جماعت سواد خواندن و حساب كردن داشته ، حساب غنائم به دست آمده و تقسيم آن را بين مهاجمان عهدهدار گرديد . از همان ايام هم كم كم با امورى كه بعدها در محدودهء كار دبيران ديوان خراج مىبود آشنا گرديد و در همين محدوده هم پيش رفت و از خلال همين وظيفهء دبيرى بود كه به امارت دستيافت و از اينجا بود كه او باكسان ديگرى از عربها كه بىهيچ آشنائى و آگاهى از كار ديوانى به امارت مىرسيدند تفاوتى بسيار داشت و در اداره امور كشور از بينائى و بصيرتى برخوردار بود كه فرمانروايان عرب خود از آن بىبهره بودند . بنابراين جاى شگفتى نيست كه او در كشوردارى و رعيتنوازى چنان كه در آن ايام رسم بود نمونهء عالى يك حاكم عادل و رعيتنواز شمرده شود و در امر سياست مدن فردى نمونه به شمار رود و راه و روش او در اين زمينه ضرب المثل گردد . « 2 »
هامش
( 1 ) . در جلد اول همين كتاب .
( 2 ) . در ترجمهء يمينى ( ص 436 ) آمده كه چون حسنك به نيشابور رسيد سياستى آغاز نهاد كه اگر زياد مشاهدت كردى از سياست خويش مستزيد گشتى . در اصل عربى تاريخ يمينى همچنين است : « ساس اهلها سياسة لوعاش اليها زياد لعاد الى سياسته به عين استزادته . ( الفتح الوهبى ج 2 ص 323 ) از صفحه 282 كليله و دمنه ، چاپ و تصحيح مجتبى مينوى ، در شرح اين عبارت نصر اللّه منشى در كليله « كه از دوست مستزيد و قرين آزرده تحرّز ستودهتر ) .