تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
اختصاص داشت و ترتيب آن‌چنين بود كه فرمان خليفه را بيش از صدور به اين ديوان مىآوردند و نسخه‌اى از آن برمىداشتند و آن را با نخ و موم مىبستند و پس از آن‌كه رئيس ديوان آن را مهر مىكرد آن نسخه را در ديوان نگاه مىداشتند و اصل آن را به جائى كه مىبايست مىفرستادند . ( الفخرى فى الادب السلطانيه ، ص 130 ) علّت تأسيس اين ديوان را چنين نوشته‌اند كه وقتى معاويه حواله‌اى براى عمر بن زبير به مبلغ يكصد هزار درهم به عهدهء يكى از كارگزاران خود نوشت . عمر در حواله دست برد و لفظ « مائه » را ( مأتى ) كرد و به جاى يكصد هزار دويست هزار درهم گرفت . چون اين حيله بر معاويه آشكار شد براى جلوگيرى از نظائر آن ديوانى تأسيس كرد كه از تمام فرمان‌ها نسخه‌اى در آن نگاه دارند و به ديوان زمام و خاتم ناميده شد « 1 » اين ديوان را معاويه در مقر خلافت خود در شام با راهنمائى زياد كارگزار خود در عراق ( سورستان ) كه آن را از آيين ايرانيان فراگرفته بود بنياد نهاد .

زياد كارگزار معاويه در عراق

بلاذرى در روايتى از مدائنى نقل كرده كه « نخستين كسى كه از عرب‌ها به تقليد از ايرانيان براى خود ديوان زمام و خاتم ترتيب داد زياد پسر ابو سفيان بود « 2 » . يعقوبى نيز در كتاب تاريخ خود نوشته كه : « زياد دوازده سال ولايت عراق را داشت . او نخستين كسى بود كه ديوان‌ها برپا داشت و از نامه‌ها نسخه‌ها برداشت و دبيران فصيح از عرب و موالى براى نوشتن نامه‌ها بگمارد و مىگفت كه بايد دبيران خراج را از بزرگان ايرانى كه عالم به امور خراج باشند برگزيد . » « 3 » زياد از آن‌رو به تأسيس اين ديوان در قلمرو امارت خويش توفيق يافت و تأسيس آن را به معاويه هم در شام هنگامى كه او دچار مشكلى شده بود نيز
هامش
( 1 ) . صولى ، ادب الكتاب ، ص 43 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 264 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 234 .