سعيد بن العاص
ولى اين سعيد بن العاص هم كه در آغاز امارت خويش تا اين حد خود را پاىبند اصول و نسبت به اسلام ژرف باور نشان مىداد طولى نكشيد كه در امر بيت المال و بذل و بخشش كردن از آن آنچنان دلير و بىپروا گرديد كه جمعى به شكايت از او نزد خليفه رفتند و تقاضاى عزل او را كردند و چون عثمان تقاضاى آنها را نپذيرفت ، به ناچار كار به روياروئى شكايتكنندگان با شخص سعيد بن العاص در كوفه و جنگ و ستيز با او كشيد تا سرانجام عثمان به عزل او رضايت داد .
سعيد پس از استقرار در مقام خويش بسيارى از آباديها و مزارع حاصلخيز آنجا را كه جزء خالصهجات و از املاك بيت المال شده بود به نام خليفه به سران قريش و خويشان و بستگان عثمان و خودش به اقطاع واگذارده بود و در اثر همين بذل و بخششها بسيارى از آن عربها در عراق صاحب املاك و دارائيهاى فراوان شدند تا جائى كه به گفتهء مسعودى كسى چون طلحة بن عبد اللّه عايدات املاكى كه از عراق به دست آورده بود به روزى هزار دينار طلا بالغ مىگرديد و چون اين اعمال را بر سعيد بن العاص عيب گرفتند گفت : « اين سواد ( - سورستان - عراق ) بستان قريش است هرچه بخواهيم از آن برمىگيريم و هر چه بخواهيم وامىگذاريم .
هنگامى كه على ( ع ) مقر خلافت خود را از مدينه در عربستان به كوفه در ايران منتقل ساخت ايرانيان اين منطقه از خلال شخصيت و گفتار و كردار او چهرهاى از اسلام را شناختند كه پيش از آن نشناخته بودند . اينان پيش از اين تاريخ هم از فضائل شخصى و پاىبندى او به حفظ و احياى سيرهء پيغمبر و دليريهاى او در اجراى حق و عدالت داستانها شنيده بودند و در پرتو آنچه شنيده بودند و سپس خود به چشم خويش در او ديدند از دو جهت به او دلبسته بودند يكى از جهت فضائل شخصى او و ديگر از جهت انتساب او به پيغمبر اكرم .